تعطیلات، تکلیفات و تکلفات!
دومین باری که از کلاس اخراج شدم، مربوط به تکالیف عید بود (اولین بار به این یادداشت مربوط نبود!) بیست سال پیش از امروز، وقتی پایه دوم دبیرستان نظام قدیم بودم …
دومین باری که از کلاس اخراج شدم، مربوط به تکالیف عید بود (اولین بار به این یادداشت مربوط نبود!) بیست سال پیش از امروز، وقتی پایه دوم دبیرستان نظام قدیم بودم …
آرتین و آبتین به سبب رفاقت دیرینه، همیشه در کلاس درس کنار هم مینشینند؛ اما اخیرا یک درخواست عجیب از آبتین شنیدم …
هر چه با آنها کلنجار میرفت، نمیتوانست لذت درس زبان را به دانشآموزان بچشاند. فیلم پخش میکرد، داستان کوتاه میآورد، تئاتر انگلیسی را با مشارکت خودشان اجرا میکرد اما کارگر نمیافتاد.
تابستان است و فرصت بازنگری در هر آنچه در تجربه سال گذشته مدارس بوده است.
آب در کوزه و ما تشنهلبان دور جهان میگردیم!
حیات طیبه! عبارت زیبایی که بهعنوان هدف یک مدرسه در سند تحول آموزشوپرورش آمده؛ اما سازوکارهایی که مدارس کنونی برای رسیدن به آن تدارک میبینند، سنخیت کاملی با این عبارت متعالی ندارد.
توانمندسازی خانوادهها از طریق آموزشهای فنی و مهارتهای زندگی، پرداخت تسهیلات اشتغالزایی، مشاغل خانگی، وام سرمایه کار و مشاوره روانی، عناوین عمده خدمات دولتی به کودکان کار است.
خاطرم هست اولین بار که میخواستم در متوسطه اول تدریس کنم، از طریق استاد عزیزم در همان دوره (که البته آن زمان میگفتند دوره راهنمایی) اقدام کردم.