گروه اندیشه: فاطمه رضائی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران، دانشگاه شهید چمران اهواز و همکار پژوهشی پژوهشگاه) در سایت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ، و ارشاد اسلامی، یادداشتی منتشر کرده با عنوان «معماری نهادی، مشروعیت مضاعف و چرخه تابآوری در جمهوری اسلامی ایران». در مقدمه ای بر این یادداشت آمده است: «در سالهای اخیر، نظام جمهوری اسلامی ایران با دو آزمون دشوار و متوالی مواجه شده که هر یک بهتنهایی قادر به ایجاد بحرانی بنیادین در ساختارهای سیاسی متعارف بودهاند. نخستین آزمون، سقوط بالگرد حامل رئیسجمهور، سید ابراهیم رئیسی، و وزیر امور خارجه، حسین امیر عبداللهیان، و شهادت همزمان آنان در اردیبهشتماه ۱۴۰۳ بود؛ بحرانی که به واسطه تمهیدات پیشبینیشده در قانون اساسی (بهویژه اصل ۱۳۱)، با کمترین وقفه در فرآیندهای اجرایی کشور مدیریت شد. اما آزمون دوم، که به مراتب عظیمتر و از حیث شدت ضربه وارده بر حاکمیت کشور پیچیدهتر مینماید، ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید علی خامنهای، جمعی از مسئولان کشوری و فرماندهان عالیرتبه نظامی در جریان جنگ تحمیلی دوم و سوم بوده است. پس از این حوادث نیز، برخلاف پیشبینی دشمن متخاصم، این رخداد نه تنها به فروپاشی یا تزلزل ساختاری نظام منجر نشد، بلکه موجی از انسجام ملی و اتحاد میان مردم و حاکمیت را پدید آورد. حال پرسش کانونی این است: رمز تابآوری نظام جمهوری اسلامی ایران در عبور از بحرانهای جانشینی چیست؟ در پاسخ باید گفت که تحلیل جامعهشناختی تابآوری نظام جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحرانهای این چنینی، نیازمند گذر از تحلیلهای تقلیلگرایانهای است که این نظام را صرفاً بر پایه رهبری کاریزماتیک تبیین میکنند. مدعای اصلی این تحلیل آن است که واقعیت امر، وجود یک «شبکة نهادیِ بههمپیوسته[۱]» است که رمز تداوم و ثبات آن در سه رکن درهمتنیده نهفته است که بهصورت دیالکتیکی یکدیگر را تقویت کرده و نظام را قادر میسازند در حساسترین لحظات تاریخی، اقتدار خود را بازتولید نماید. این یادداشت را در ادامه می خوانید: