۱۴۰۵/۰۲/۲۵

به گزارش روزپلاس، پس از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز درگیریها در غزه، مجموعهای از تحولات امنیتی و سیاسی در منطقه رخ داد که برای بخشی از نخبگان آمریکایی و اسرائیلی این تصور را ایجاد کرد که محور مقاومت در حال عقبنشینی است. مجموعه ترورهای هدفمند، فشارهای سنگین بر حماس و حزبالله، تغییرات میدانی در سوریه و تشدید فشارهای سیاسی، امنیتی و منطقهای علیه ایران، همگی به شکلگیری این ذهنیت کمک کردند که ایران بهعنوان هسته اصلی محور مقاومت و کلیت این محور، در ضعیفترین وضعیت سالهای اخیر قرار گرفته است.
در چنین فضایی، لابی صهیونیسم و برخی گروههای ذینفوذ در آمریکا که در مسائل مختلف با این لابی همپوشانی و همراستایی دارند از جمله برخی محافل سیاستگذاری و شبکههای فشار حامی رژیم صهیونیستی تلاش کردند این برداشت را به یک روایت غالب تبدیل کنند؛ روایتی که هدفش نه تحلیل و یا توصیف دقیق واقعیت، بلکه جهتدهی به برآوردها و فشار بر دولت آمریکا برای حرکت به سمت درگیری سختتر با ایران و محور مقاومت بود.
این جریانها نیاز داشتند نشان دهند که الان بهترین زمان ضربه است و برای این کار، تصویر یک ایران ضعیف و محور مقاومت فرسوده را برجسته کردند. روایت ضعف در محور مقاومت، بیش از یک برداشت سیاسی سادهسازیشده بود که در آمریکا و اسرائیل نیز کارکردهای متفاوتی به همراه داشت. در آمریکا، دولت بهدنبال نشان دادن قاطعیت در عرصه سیاست خارجی بهویژه در قبال پرونده هستهای ایران بود و چنین برآوردی میتوانست زمینهساز توجیه سیاستهای سختگیرانهتر شود.
