معراجی ها 1393
در زمانی که کشور از لحاظ سیاسی و اجتماعی، در شرایطی نابهسامان قرار گرفته و علاوه بر تهدیدات و دستاندازی مستعمران به خاک ایران، عدهای نیز در داخل داعیه حکومت دارند؛ صدرالدین محمد قوام شیرازی متخلص به ملاصدرا، در راه کسب علم و دانش قدم میگذارد. این فیلسوف برجسته، که روحی تشنه و مشتاق یادگیری دارد؛ در محضر دانشمندان و عالمان بزرگ اسلامی چون شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی درس میآموزد . . .
سریال ستایش، قصهٔ دختر جوانی به نام ستایش را روایت میکند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید میکرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز مینماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان میافتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجائی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علیرغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر میشود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب میرفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت مینماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود، حشمت فردوس که به دنبال محمد میگشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، آنها پس از فرار به شهرهای مختلف سر انجام به اکبر آباد، زادگاه پدر و مادرش و پیش پدربزرگ او، خان بهادر اکبر آبادی (جمشید مشایخی) میروند. اما در آنجا خان دوم ده، فتحالله خان گله داری (شهاب عسگری)از محمود پدر ستایش کینه دیرینه دارد. چندین سال قبل پدر ستایش در جوانی پسر کوچک فتحالله خان را به علت خواب آلودگی از تعزیه خان بهادر بیرون میکند و او در راه اسیر گرگها شده و کشته میشود. فتحالله خان با خود عهد بست که انتقام پسرش را از او بگیرد. پدر ستایش شبانه از خانه بیرون میرود و اتفاقی نوه فتحالله خان را نجات میدهد اما خودش طعمه گرگها شده و میمیرد. محل جدید ستایش نیز برای فردوس توسط پلیس آشکار شده و او میخواهد به آنجا برود، اما قبل از رفتن سکته میکند و صابر را جای خود میفرستد، صابر که سودای اموال فردوس را دارد، به پلیس دروغ میگوید که آنها را نمیشناسد. پدربزرگ ستایش سند یک مغازه که هدیه عروسی پدرش بود را به او میدهد و ستایش با کمک او به آنجا پناه میبرد.
کاشف برای مشارکت در یک کار تولیدی مبلغ هنگفتی را به دوست صمیمی خود، عابدی قرض می دهد و در مقابل از او چکی به همان مبلغ می گیرد . در سر رسید چک، عابدی نمی تواند قرض کاشف را پس بدهد و به دنبال شکایت کاشف، به زندان می افتد . تلاش خانواده عابدی برای گرفتن مهلت از کاشف، به جایی نمی رسد تا این که اتفاقاتی مسیر قصه را کاملاً عوض می کند و ...
راز پنهان داستان مردی است متأهل، که به علت دوستان نابابی که در جوانی و دوران دانشجویی داشته، آلوده به خلافکاری و پولشویی میشود. وی در ادامه در اثر یک تصادف حافظه خود را از دست میدهد.
مجموعه خانوادگی «تولدی دیگر» داستان زن و شوهری مرفه است که در آستانه کشمکش طلاق با وجود سه فرزند هستند. ماجرای داستان از آنجا آغاز میشود که این زن و شوهر موقع رفتن به یک میهمانی در لواسان در حین مشاجره دچار حادثه شده و ماشین آنها به دره سقوط میکند و آتش میگیرد. شوهر در آخرین لحظات از اتومبیل بیرون میپرد و به کمک نیروهای امداد نجات پیدا میکند، اما در این تصادف اثری از زن وجود ندارد. زن که چهرهاش سوخته، توسط یک دکتر جراح پلاستیک پیدا میشود و پس از تغییر چهره به صورت پرستاری ناشناس به منزل سابق خود بر میگردد و این بار به نوعی دیگر برخورد میکند. به طوری که فرزندان، همسر و مادر شوهر خود را به شدت مجذوب میکند تا جایی که آنها به شخصیت اصلی او پی برده و همسرش مجدداً از او تقاضای ازدواج میکند.
مرد جوانی که در کودکی توسط خانواده ای آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته و نزد آنان بزرگ شدهاست، از آلمان به زادگاهش ایران بازمیگردد تا خانواده واقعی خود را پیدا کند.
در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچهای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت میکند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست میدهد؛ اما...