برچسب محمد کاسبی

حمله به اچ3 1373

ستاد نيروهاي هوايي عراق كه از ابتداي جنگ با برتري هوايي ايران روبرو شده بود و قريب الوقوع بودن شكستن حصار آبادان را پيش بيني كرد، جهت حفاظت از هواپيماي استراتژيك، ميگ ميراژ و توپولوف عراقي از گزند بمباران هاي هوايي و مصون ماندن آن ها تا موقع شروع حمله ايران، تصميم مي گيرد آن ها را به سه پايگاه بسيار دور افتاده در نزديكي مرز اردن منتقل كنند. در مقابل ستاد نيروهاي هوايي ايران نيز طرح بمباران اين سه پايگاه را كه به نام پايگاه هاي اچ - 3 موسومند مطرح مي نمايد. در پي آن در سحرگاه 15 فروردين 1360 هشت فروند جنگنده بمب افكن فانتوم از پايگاه سوم شكاري جهت حمله به اچ - 3 به پرواز درمي آيند.

دایره سرخ 1374

هواپيماي سرگرد رضا ابراهيمي، خلبان نيروي هوايي، هنگام بازگشت از يك عمليات برون مرزي توسط پدافند سنگين يك منطقه ناشناس در خاك عراق مورد اصابت گلوله قرار مي گيرد. رضا در اين حادثه دو پايش را از دست مي دهد، اما با اصرار خودش، همچنان به كار در نيروي هوايي ادامه مي دهد. او قصد دارد محل پدافند ناشناس را شناسايي كند و طرح بمباران كارخانه ساخت مهمات و تجهيزات شيميايي واقع در‌ آن را بريزد. در اين بين سرهنگ سابق، محمودي ـ پدر همسر رضا كه در آلمان زندگي مي كند ـ براي بردن خانواده دخترش به آلمان، نزد رضا و خانواده اش مي آيد. رضا با رفتن به آلمان مخالف است و به تدريج با نشان دادن تلاشش براي طرح ريزي انهدام كارخانه، محمودي را كه يك خلبان قديمي نيروي هوايي است، به خود مي آورد و در بين داوطلبان قرار مي دهد. هنگام شروع عمليات هوايي، يكي از خلبان ها به دليل مشكلي قادر به شركت در عمليات نمي شود و محمودي جايش را مي گيرد. عمليات انهدام با موفقيت انجام مي شود و محمودي كه هدايت يكي از هواپيماها را بر عهده دارد، سرانجام با وجودي كه هواپيما مورد اصابت قرار گرفته، سالم در فرودگاه به زمين مي نشيند.

بایکوت 1364

"واله" بیشتر اوقاتش را به فعالیت‌های ضد رژیم و پیگیری عملیات گروه سیاسی خود اختصاص داده و زمان چندانی را برای پرداختن به خانواده و زندگیش ندارد. او برای اینکه همسر پا به ماهش را در بیمارستان بستری کند، چون پول لازم را ندارد ناچار ساعتش را به عنوان ودیعه به صندوق می‌دهد. و بعد هم همسرش که انتظار برای بازگشت واله را جهت بردن او و نوزادش به خانه، بیهوده می‌داند، از بیمارستان می‌گریزد و سپس درمی‌یابد که همسرش در جریان یک درگیری با ماموران امنیتی گرفتار شده است. زن شدائد را بدور از وسوسه‌های اطرافیان تحمل می‌کند و واله نیز در زندان علیرغم تحمل شکنجه مشکلات، نسبت به جهان‌بینی و گرایش‌های سیاسی‌اش به تردید می‌رسد. ولی همفکرانش برای تبلیغ افکارشان به یک قربانی نیاز دارند و از او می‌خواهند که بر تردیدش فائق آمده و در طریق راهی که دارند، مرگ را پذیرا شود، واله در زندان بحث و گفتگوهایش با دوست مبارز و ضد رژیم خود را که در یک گروه مذهبی فعالیت دارد، بخاطر می‌آورد و در پایان به سوی مرگ می‌رود بی‌آنکه به خواسته‌های همفکرانش عنایتی داشته باشد.

نفوذی 1388

سال 1382، فريدون كيان فر همراه با عده اي ديگر از اسيران جنگي به جا مانده در عراق، به ايران باز گردانده مي شوند. دو نفر از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي او را به دليل اين كه مشهور به جاسوسي، پيوستن به سازمان مجاهدين و نقش داشتن در شهادت عده اي از اسيران ايراني بوده، بازداشت و بازجويي مي كنند. از سوي ديگر، بدنامي فريدون براي خانواده اش هم از قديم مشكل درست كرده و حتي ازدواج پسرش فرهاد را تحت الشعاع قرار داده بود. مأموران اطلاعاتي در صحبت با برخي از هم بندهاي فريدون، از جمله صادق جورابچي كه اكنون سرمايه دار است، و نيز داريوش يحيوي كه قبلاً در عراق عضو سازمان مجاهدين بوده و بعد توبه كرده گذشته او را جويا مي شوند. به موازات تيم دو نفره بازجوي فريدون، جانبازي كم بينا به نام ماشاءالله هم وارد حوزه كاري آنها مي شود و...

بدون اجازه 1389

یاسی دختری ۲۰ساله، بسیار شاد، رفیق باز و علاقه‌مند به خرید از طرف پدر ثروتمندش با محدودیت فراوانی روبروست از این رو در مسائل عاطفی خود بسیار محتاط عمل می‌کند تا اینکه در اتاق پِرو یک فروشگاه لباس ....