برچسب محمد سادات ابهری

خواستگار محترم 1385

احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...

هدف 1373

در شمال مردي به نام «فرخي» به قتل مي‌رسد. محمود تيموري افسر آگاهي مأمور پيگيري ماجرا مي‌شود. او قرار است با نامزدش «پريسا» كه به تازگي از خارج آمده است، ازدواج كند. با تحقيق پليس، حقايق تازه‌اي درباره جنايت روشن مي‌شود و پاي خانواده «محمود تيموري» نيز به ميان كشيده مي‌شود. اين مسئله تغييراتي در رابطه او با نامزدش پيش مي‌آورد و ...

دادستان 1370

در سال 57، به هنگام وقوع انقلاب اسلامي، بازپرس دادگر ضمن بررسي پرونده كامپيوتريزه كردن سيستم بايگاني سازمان تأمين خدمات اجتماعي (وزارت بهداري) كه توسط يك شركت آمريكايي انجام مي شد، به يك سري اعمال خلاف از جمله حساب سازي و رشوه خواري پي مي برد و جمعي از مسئولين آمريكايي شركت و همدستان ايراني آنها را دستگير و به زندان مي اندازد. تلاش هاي اوليه شركاي شركت براي آزادي آمريكايي ها بي ثمر مي ماند. دادگر مصر است كه بايد آنها محاكمه و مجازات شوند. تيمي از تكاوران آمريكايي كه قبلاً تجربه آزاد سازي چند خلبان از زندان هانوي در ويتنام را دارند، مأموريت مي يابند آمريكايي هاي بازداشته شده را از زندان برهانند... بازپرس دادگر پس از ارتقاء مقام به دادستاني، پرونده مذكور را از طريق دادگاه دالاس و سپس لاهه تعقيب مي كند و موفق به بازپس گرفتن مطالبات ايران از آمريكا مي شود.

آقای بخشدار 1370

خبرنگاري با قطار وارد زادگاهش مي شود و از همان بدو ورود خاطرات خود را كه مربوط به سال هاي گذشته است مرور مي كند، خبرنگار كه براي يك روزنامه محلي قلم مي زده تلاش دارد تا پرده از روي فساد و اختلاس مسئولان شهر بردارد. اما شهردار با نفوذي كه در قدرت مركزي دارد مانع از افشاگري هاي خبرنگار جوان مي شود. در چنين وضعي بخشدار جديدي وارد شهر مي شود و از همان آغاز تصميم مي گيرد كه بر نابرابري ها و بي عدالتي ها خاتمه دهد. مسئولان شهر از فرماندار مي خواهند كه براي جلوگيري از اغتشاش و ناامني در شهر چاره اي بينديشد. بخشدار خوش خيال با حكم فرماندار از كار بركنار مي شود، اما همزمان خبرنگار عوامل فاسد شهر را افشا مي كند. خبرنگار به ملاقات بخشدار بركنار شده مي رود كه قصد دارد شهر را ترك كند.

پسر تهرونی 1387

سروش تهراني به تازگي از آمريكا برگشته و پدرش اصرار به ازدواج او دارد. اما سروش كه در گذشته پنج بار شكست عشقي خورده حاضر به ازدواج نيست. پدر سروش كه از او چك و سفته دارد پسرش را تهديد مي كند كه اگر ازدواج نكند آنها را به اجرا خواهد گذاشت. روزي سروش تصادفي با ليلي كه اتفاقاً او هم قصد ازدواج دارد، آشنا مي شود.

هر چی تو بخوای 1386

رويا دختر جواني‌ست كه براي دايي اوراق فروشش ماشين هاي مدل بالا را با فريب دادن رانندگان آنها مي دزدد. دايي رويا مدل و رنگ ماشين خاصي را تعيين مي كند و از رويا مي خواهد برايش نمونه مشابه آن را بدزدد. حسن راننده جوان مدير يك شركت خصوصي‌ست. وقتي مدير شركت به مسافرت مي رود، حسن به اصرار يكي از دوستانش ماشين گران قيمت مدير را براي مراسم عروسي دوستش گل آرايي مي كند. در روز عروسي بر اثر يك لحظه غلفت، رويا كه ماشين را از پيش زير نظر داشته آن را مي ربايد. حسن با آويزان شدن به بدنه ماشين سعي مي كند از سرقت جلوگيري كند ولي رويا او را بي رحمانه به زمين پرتاب مي كند و مي گريزد. حسن كه آبرويش در گرو بازيابي ماشين است به سراغ يكي از دوستان قديمي اش غلام مي رود كه فردي آسمان جل و لوده است و از او مي خواهد در يافتن ماشين به او كمك كند. حسن و غلام در جستجوي خود به طور تصادفي با رويا روبرو مي شوند و پس از كشمكش هايي وارد خانه او مي شوند. رويا با خواهر خردسالش مريم زندگي مي كند. حسن با او مجادله مي كند و سراغ ماشين مديرش را مي گيرد. رويا از دايي اش نشاني كسي كه ماشين را خريده مي گيرد و براي سرقت مجدد ماشين به همراه حسن و غلام راهي آنجا مي شود. آنان ماشين را پس مي گيرند اما ناخواسته درگير تعقيب و گريز با يك باند خلاف كار مي شوند كه ميكروچيپي حاوي اطلاعات سري و مهم در ماشين جاسازي كرده بودند و با ربوده شدن ماشين، آن اطلاعات را از دست مي دهند. اعضاي باند، مريم و غلام را گروگان مي گيرند و در ازاي آنان ماشين را طلب مي كنند. رويا با رييس باند قرار ملاقات مي گذارد. حسن با همكاري رويا ماشين را از انبار شركت خارج مي كند و خود در صندوق عقب مخفي مي شود. رييس باند پس از وارسي ماشين و دستيابي به اطلاعات مورد نظرش دستور قتل مريم و غلام و رويا را مي دهد. وقتي آدم كشها آنان را به جايي در حومه شهر مي برند تا سر به نيست كنند، ناگهان حسن ظاهر مي شود و طي درگيري با اعضاي باند، گروگانها را نجات مي دهد. در نهايت حسن و رويا با هم ازدواج مي كنند و اعضاي باند روانه زندان مي شوند.

جهنم سبز 1374

آقاي حيدري كه شكاربان سالخورده منطقه جنگلي حفاظت شده است در يكي از گشت هاي خود به تعدادي از شكارچي هاي غير مجاز برمي خورد و قصد مقابله با آن ها را دارد كه به قتل مي رسد. الياس شكاربان جوان كه داماد حيدري نيز هست نگران غيبت حيدري مي شود و به همراه همسرش تلاش مي كنند تا او را بيابند، در اين جستجو الياس به سرنخ هايي دست مي يابد كه نشان مي دهد آقاي زندي كه خود را مأمور قانون مي داند و ظاهراً كارگاه چوب بري دارد مسئول هدايت قاچاقچيان حيوانات جنگلي است. الياس كه به دنبال شكارچيان متخلف و قاتلان حيدري است به مخفيگاه آن ها راه پيدا مي كند اما آنان او را مجروح و همسرش را گروگان مي گيرند. الياس با دنبال كردن آن ها در جنگل همسرش را نجات مي دهد و قاچاقچيان را به سزاي اعمالشان مي رساند.