دو نفر در محل اسمشان علی بود. یکی که از بزرگترها و زحمتکشهای مسجد بود، قد بلندی داشت. همین قد بلند او را به «علی بلند» معروف کرده بود. براتعلی این اسم را ورانداخت.
گفته بود با سنگ ریزه آرام آرام بزنند به در و چیزی هم نگویند. آن قدر این کار را ادامه داده بودند که با ترس و لرز دُمشان را گذاشته بودند روی کولشان و رفته بودند.
گاهی این جلسات برای نوجوانان و حتی جوانان هیچ جذابیتی نداشت. چون صرفا طلبهای، که بیشتر مواقع مسن بود، میآمد و یک ریز و بدون رعایت اصول سخنرانی، چیزهایی میگفت.