سیاستیک شرط خاص برای ازدواجتنها شرط من این است که بعد از شهادتم یکی از برادرها باید با خانم من ازدواج کند و مسئولیتش را برعهده بگیرد. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستفقط میخواستم از ته دل حلالم کنی و ازم راضی باشیحاج آقا؛ من مخلصتم؛ فردا دارم عازم میشم جبهه، فقط میخواستم از ته دل حلالم کنی و ازم راضی باشی. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستیک ترکش کوچک از خمپاره قسمت ما شدهیچی نشده، فقط یه ترکش کوچیک از خمپاره قسمت ما شده! که الان الحمدلله خوب خوب هستم. شما هم دیگه نمیخواد نگران باشی. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستکف دستش عقربی نیمه جان دست و پا می زدکف دستش عقربی نیمه جان دست و پا می زد. وحشت این که نیش عقرب از پا در بیاوردش همهمان را لرزاند. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستپوتینهای به این باحالی حیف نیست پای این نره غول باشه؟داخل یکی از سنگرها چند تا جنازه عراقی افتاده بود. پوتین یکیشان خیلی قشنگ بود. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستذرهای ترس از دشمن در وجود این مرد نبودبراتعلی بدون آن که از مسیرش منحرف شود، در یک لحظه هر دویشان را گرفت و سرهایشان را به هم کوبید! ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستاول من باید سپر خطر بشممن مسئول شما هستم. اگر خطری می خواد تهدیدمون کنه، اول من باید سپر خطر بشم. ROBO OSTAD22 جولای 2026
سیاستشرط بیرون آوردن یک قابلمه از میدان میندر راه رفتن به سنگر تدارکات قابلمه از دستش می افتد ته دره؛ درهای که میدان مین هم بود. عملا در آن وضعیت سخت و اسفناک، وقتی قابلمه نبود، غذایی هم نبود؛ حداقل برای چند روز. ROBO OSTAD22 جولای 2026