واکنش خاص یک شهید به یک خبر نگران‌کننده

گفته بود با سنگ ریزه آرام آرام بزنند به در و چیزی هم نگویند. آن قدر این کار را ادامه داده بودند که با ترس و لرز دُمشان را گذاشته بودند روی کولشان و رفته بودند.
07 آذر 1397
گفته بود با سنگ ریزه آرام آرام بزنند به در و چیزی هم نگویند. آن قدر این کار را ادامه داده بودند که با ترس و لرز دُمشان را گذاشته بودند روی کولشان و رفته بودند.

دوست مونث!

مهربانی و خوش رویی براتعلی نوجوان‌های کم سن و سالش را شیفته‌اش کرده بود. ده دوازده ساله‌های محل هم از او محبت دیده بودند، هم کارهای خوب از او یاد گرفته بودند. این بود که هر اتفاق ریز و درشتی که اتفاق می‌افتاد برایش می‌گفتند.

نشسته بودیم در مسجد و از مشکلات محله می‌گفتیم که چند تا از همین کلاغ ریزه‌ها هراسان و نفس زنان ریختند در مسجد! با همان حالت آمدند دم گوش براتعلی چیزی گفتند و رفتند. نگران و کنجکاور شدیم که چی شده. بله! یکی از جوانان محل همراه دوستی مؤنث وارد خانه‌ای شده‌اند.

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *