برچسب لانتوری

نگاهی به مهمترین موضوعات آثار حاضر در جشنواره سی‌و‌چهارم فجر/ غلبه موضوعات اجتماعی بر سایر دغدغه‌های سینمای ایران/ اعتیاد، خیانت و مرگ محبوب‌ترین سوژه‌ها/ بی‌اهمیتی سلیقه مخاطبان برای فیلمسازان

تحلیلی مختصر بر آثار نمایش داده شده در ویترین امسال سینمای ایران کافیست تا دریابیم که یکی از مهمترین عوامل کمرنگ شدن ارتباط مخاطبان با سینما، نبود تنوع موضوعی در میان آثار تولید شده است.

برلین «لانتوری» را به بایگانی جشنواره سپرد

در شرایطی که روزنامه‌های صبح ایران فضای نمایش فیلم را به گونه‌ای توصیف کردند که تمام مخاطبین جشنواره برلین تنها منتظر اکران فیلم «لانتوری» بودند سایت دویچه وله نوشت: لانتوری در برلین به بایگانی جشنواره پیوست

سیمای زنان در سینمای ایران؛ شخصیت‌هایی تحت ظلم و ستم‌پذیر/ ظلم به زنان، ایده محبوب کارگردانان ایرانی/ تحلیل «سوره سینما» از تصویر زنان در آثار جشنواره فجر

شرایط در این سال‌ها به سمتی رفته است که همزمان با پررنگ‌تر شدن حضور زنان در سینما و ایفاکردن نقش‌های محوری و اصلی در فیلم‌ها، تصویر نمایش داده شده از بانوان در آثار سینمایی همراه با ظلم همیشگی مردان به آن‌هاست.

«لانتوری»؛ ناشی و کارنابلد، ولی پرمدعا/ چطور به جای توسل به هنر، با اتکا به هوچی‌گری فیلم پر سروصدا بسازیم؟

«لانتوری»، اثری از یک فیلمساز ناشی و کارنابلد اما مدعی است که در ادامۀ مسیر آثار قبلی خود نشان داده است، آنچه دستمایۀ حضورش در رسانه‌هاست، بیش از توانایی‌های فنی و هنری، قابلیت‌های ویژه‌اش برای هوچی‌‌گری و به راه انداختن دعواهای پوشالی و بی‌ثمر است.

«لانتوری»؛ چطور با توسل به شارلاتانیزم کسب اعتبار کنیم؟/ راه‌های کسب درآمد با روش اسیدپاشی

لانتوری فیلمی «درباره ی اسید پاشی» است، که همه ی اجزای آن در جهت پرورش این محتوا طراحی شده و عملاً جز بررسی این پدیده و حواشی مربوط به آن، هیچ و دقیقاً هیچ نکته و عنصر دیگری ندارد. تنها چیزی که مهم است، این است که جایی از فیلم یکی از این شخصیت ها بر صورت دخترکی اسید بپاشد، تا فرصت برای سخنرانی های مدنی و اجتماعی فیلمساز فراهم شود!

وقتی سیاست‌زدگی باعث تن دادن به «بیانیه تصویری» به جای «سینما» می‌شود/ نقد «محمدتقی فهیم» بر «لانتوری»

متکی بودن به سوژه ای ملتهب و سوار شدن بر جذابیت ایده و شکل دادن به فضایی آنتریک، موج نمی سازد بلکه ماهی گیری از آب گل آلود است. اساسا چنین دستمایه هایی مناسب کارهای از قبیل رپرتاژ و شبه مستندهای خبری اند.

همه چیز به جز سینما/ وقتی از یک فیلم فریبنده حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

چه چیز بهتر از این‌که با به رسمیت شناختن ظاهری «حق قصاص» و پرهیز از الصاق برچسب «ضد انسانی» به این کار، هم بتوان فیلم را از گذرگاه سانسور و حساسیت‌های نظارتی عبور داد، هم پیرامون مسأله اسیدپاشی دغدغه ورزی کرد، و هم فیلم را محملی برای صدور بیانیه‌های شبه روشن‌فکرانه، تحقیر یک جناح سیاسی و… قرار داد و با یک تیر چندین و چند نشان زد؟!