متکی بودن به سوژه ای ملتهب و سوار شدن بر جذابیت ایده و شکل دادن به فضایی آنتریک، موج نمی سازد بلکه ماهی گیری از آب گل آلود است. اساسا چنین دستمایه هایی مناسب کارهای از قبیل رپرتاژ و شبه مستندهای خبری اند.
سوره سینما – محمدتقی فهیم : رضا درمیشیان در مقام نسل جدید فیلمسازان ، بی تردید یکی از چند کارگردانی است که درام را می شناسد ولی این قابلیت را فدای مسایل گذرا کرده است . در ضمن او چون اهل رسانه بوده ، خوب می فهمد که چه جوری از ضلع رسانه ای سینما در نمایش استفاده کند ، اما ازاین آموزه هم استفاده بهینه دراماتیک نکرده و آن را به پای جو موقتی ریخته است . او با اولین فیلمش خود را ثابت کرد و اگر در همان میدان «اولویت قایل شدن برای درام» ، باقی می ماند از خیلی ها عبور می کرد و جایگاهش را در سینمای مردمی و فیلم های ماندگار تثبیت می کرد اما افسوس که او طعم ورود به حوزه سیاسی و سفارش گیری از جناح ها و سیاسی کاران را بر هر مزه ای ترجیح داده است .
«لانتوری» یکی از چند فیلم جشنواره گذشته است که باربط و بی ربط و مستقیم و غیرمستقیم سفارش گیرنده گرایشات جناحی و دولتی به شمار می رود . این فیلم ها به انحای مختلف سعی داشتند تا با وصله کردن تحرکات دولتی در مسئله مذاکرات و برجام و نقد گذشته و… مارک یک بار مصرف را دریافت کنند . مثلا همین لانتوری نگاهی اصولی (البته به درک نگارنده) به موضوع قصاص دارد و برخلاف سیاق گذشته، از هر منظر که به آن توجه شود می شود پای آن ایستاد و به خاطر پیشتازی اش در نگاه عادلانه به قصاص ، امتیاز ویژه ای برای آن قایل شد ولی همین موضوع و نگاه درست و اصولی مورد بهره برداری سیاسی قرار گرفته و اساسا فیلم را وارد دایره آثار زیر متوسط کرده است . در واقع این موضوع و محتوا خدمت گزارتمایلات جناحی و تکه پرانی به حریف از قدرت کنار رفته شده تا آنجا که باعث فروپاشی فرم و قالب اثر هم شده است .
