برچسب فلسفه

هیچ فضیلتی برتر از گفت و گو با دگراندیشان نیست/ راه سوم اندیشه؛ نگاه به اختلاف‌نظر به مثابه فرصتی معرفتی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین‌واندیشه ایبنا رضا دستجردی در مقدمه گفت و گویش با غزاله حجتی نوشت: «اختلاف‌نظر دینی» به‌قلم جان پیتارد دانشیار فلسفه دین دانشگاه ییل و هلن دکروز با ترجمه غزاله حجتی و محمدتقی شاکری از تازه‌های دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی است. اختلاف‌نظر دینی یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعاتی است که در نقطه تلاقی الهیات، فلسفه دین و معرفت‌شناسی قرار دارد. این دغدغه که اختلاف میان افراد و گروه‌هایی که در باب مسائل بنیادین دینی باورهایی متفاوت دارند چه دلالتی برای باورهای خود ما دارد، به حوزه نظری محدود نمی‌ماند، بلکه در شکل‌گیری هویت دینی و گفت‌وگوی بین‌دینی نیز حضوری پررنگ دارد. پیتارد و دکروز در این کتاب، به طرح این پرسش می‌پردازند که آیا صرف آگاهی از این واقعیت که افراد زیادی در سراسر جهان، با هوش و تعهدی مشابه، به باورهایی کاملاً متفاوت با باورهای دینی ما پایبند هستند، ما را به تردید، احتیاط یا بازاندیشی وامی‌دارد؟ آن‌چه از نظر می‌گذرد ماحصل گفت‌وگو با غزاله حجتی عضو هیئت‌علمی دانشگاه بین‌المللی مذاهب اسلامی است که ترجمه «اختلاف‌نظر» اثر برایان فرانسیس، «معنای زندگی» نوشته گرت تامسون و نگارش «اختلاف‌نظر دینی» از دیگر آثار اوست. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

آیا «دیگری» دوزخ است؟؛ رمزگشایی از جمله سارتر

گروه اندیشه: محمدرضا لبیب، مطلبی در کانال باشگاه اندیشه نوشته با تیتر «آیا «دیگری» دوزخ است؟» لبیب در این یادداشت تلاش می کند از یک سوءبرداشت نسبت به سخنان سارتر پرده برداری کند. او می نویسد: برخلاف تصور عمومی، عبارت «دیگری دوزخ است» سارتر حکمی مطلق نیست. این جمله متعلق به نمایشنامه خروج ممنوع است و تنها زمانی تحقق می‌یابد که فرد در «بدایمانی» گرفتار شده، عاملیت و آزادی خود را از دست بدهد و کاملاً به داوری و نگاه دیگری وابسته شود. در نگاه سارتر، دیگری میانجی شناختِ «خود» است؛ اما روابط مخدوش و نااصیل، این حضور آینه‌وار را به دوزخی شکنجه‌گر تبدیل می‌کند. 

نقد روزنه گشایی فراستخواه؛ از «نبوغ بقا» تا تسلیم در برابر قدرت/ آیا کنشگری مرزی نجات‌بخش ایران است؟/ وقتی «وفاق ملی» به رتوش وضع موجود بدل می‌شود

 گروه اندیشه: روزنامه شرق به قلم بهاره بیات، مقاله ای منتشر کرده، در باره نظریه کنشگری مرزی مقصود فراستخواه و کارکردهای سیاسی آن. بیات در مقاله خود  به نقد نظریه «کنشگران مرزی» مقصود فراستخواه می‌پردازد؛ نظریه‌ای که تداوم حیات و نوسازی ایران را نه حاصل شورش‌های توده‌ای یا اراده مستبدان، بلکه مرهون عملکرد نخبگانی می‌داند که در فضای خاکستری میان «دیوان حکومتی» و «ایوان اجتماعی» روزنه‌گشایی کرده‌اند. از نظر بیات فراستخواه با تلفیق مفاهیم نورث، عجم‌اوغلو، گیدنز و رورتی، این الگوی رفتاری را نوعی «نبوغ بقا» و عقلانیت تدریجی برای تبدیل مطالبات عمومی به ساختارهای مدنی تلقی می‌کند. با این حال، مقاله با تحلیل بیانیه‌های «روزنه‌گشایی» و دکترین «وفاق ملی»، نشان می‌دهد این رویکرد در مقام عمل دچار فروپاشی متدولوژیک شده است. این نظریه با تقلیل سیاست به محاسبات فنی، ترجیح ثبات بر تغییر و چشم‌پوشی از نابرابری‌های بنیادی، «امر سیاسی» را حاشیه‌نشین می‌سازد. در نهایت، از نظر بیات، کنشگری مرزی به‌جای گشودن افق‌های رهایی و ایجاد نهادهای فراگیر، به توافق‌های پشت‌پرده میان الیت حاکم، توجیه انفعال و تکنوکراسی نئولیبرالی برای اداره بوروکراتیک بحران‌ها سقوط کرده است. در ادامه این مقاله را می خوانید:

چرا حداد عادل گفت مذاکره با انتقام منافاتی ندارد؟ / نگاهی به سلوک رهبر شهید انقلاب برای انتقام

۲۷ تیر ۱۴۰۵ – ۱۴:۲۰ آنچه در سلوک رهبر شهید انقلاب اسلامی و دکترین نظام اسلامی در پرونده “انتقام خون حاج‌قاسم” می‌بینیم این است که فایل مذاکره همواره در کنار پروژه انتقام باز بوده است. سرویس سیاست مشرق _ دکتر…

راه سوم اندیشه

به‌گفته حجتی: «یکی از خطاهای رایج در مواجهه با اختلاف‌نظر این است که گمان می‌کنیم تنها دو راه پیش رو داریم: یا باید از باور خود دست برداریم، یا باید مخالفان را نادیده بگیریم. درحالی‌که راه سومی نیز وجود دارد؛ اینکه هم به باورهای خود پایبند بمانیم و هم از وجود دیدگاه‌های رقیب برای سنجش و ارزیابی دوباره مبانی فکری خود بهره ببریم. من اختلاف‌نظر را نه تهدیدی برای ایمان و نه نشانه شکست عقلانیت، بلکه بخشی طبیعی از وضعیت انسانی می‌دانم.»

فیلسوف آزادی انتقادی

به‌باور مترجم: «فوکو از ما نمی‌خواهد بدون هنجار زندگی کنیم؛ بلکه از ما می‌خواهد هیچ هنجاری را پیش از آن‌که تاریخ، مناسبات قدرت و شرایط امکان شکل‌گیری آن را بشناسیم، طبیعی، ازلی و غیرقابل تغییر نپنداریم. این همان روح نقدی است که فوکو آن را میراث اصیل پروژه روشنگری کانت می‌داند؛ نقدی که نه به نفی عقل، بلکه به عقلانی‌سازی عقلانیت می‌انجامد و افق‌های تازه‌ای برای اندیشیدن و زیستن می‌گشاید.»