محمد صادقی نوشت: عشق به نیکی، احساسِ همدلی و دلسوزی را در انسان پدید میآوَرَد. یعنی انسان میکوشد به تمامی رو به دیگران کند، و به تعبیرِ زیبایِ آنده کنت اسپونویل:«دلسوزی فضیلتِ ویژهای است که نه فقط آغوشِ ما را به سوی تمامی بشریت میگشاید، بلکه تمام موجودات زنده را یا دستکم تمام رنجورها را در دایره احساسات ما قرار میدهد. فرزانگی مبتنی بر دلسوزی، یا سرچشمه گرفته از آن، همچنانکه لوی استراوس آن را باور دارد، جهانشمولترین فرزانگیها و ضروریترین آنهاست.»
سنکا دو راه پیشنهاد میدهد: اول اینکه فقط در پیِ نیازهایِ زندگی باش، نه چیزهایِ بیشتر. چون برایِ به دست آوردن، حفظ و افزایشِ چیزهایِ بیشتر، داری از عمرِ خودت مایه میگذاری. برایِ نمونه، عمری که باید صرفِ چیز دیگری میشد، صرفِ به دست آوردنِ پول، حفظِ پول و افزودن بر پول شد و این به نظرِ سنکا مساوی با ضایعکردنِ عمر است. دوم اینکه، به نظرِ سنکا اگر هم نمیتوانی به ضروریاتِ زندگی اکتفا کنی، ولی به یک زندگیِ آبرومندانه اکتفا کن، نه بیش از آن.
خواندنِ کتابِ «سیاست شادکامی» ما را با بسیاری از پژوهشها و یافتههایِ علمیِ جدید در زمینه شادکامی، پژوهشهایِ سودمندی که سیاستگذاران باید از آنها بهره ببرند، و نقدها و آرایِ یک اندیشمندِ دانا و نیکخواه در زمینهِ سیاست، فرهنگ و اقتصاد آشنا میکند، و بسیار خواندنی و مفید است.
آویده کامرانی گفت:شاید مهمترین بخش کتاب در جایی شکل میگیرد که دو باتن مسیر امیدواری را نه در اطمینان به آینده، بلکه در پذیرش سرنوشت جستوجو میکند. در نگاه او، ناامیدی، معادل ادعای دانستن همه چیز است؛ ادعای اینکه میتوان تمام آنچه را در جهان رخ داده و خواهد داد، در تاریکی لحظههای رنج پیشاپیش شناخت و بر اساس آن حکم نهایی صادر کرد.
این اثر که در تابستان ۱۴۰۵ توسط «انتشارات نسل روشن» منتشر شده روایتی است از ایستادگیِ معنا در برابر زوال؛ سفری که در آن، ذهن با هدایتِ قدرتِ عشق، به جستجوی ریشههای پایداری در قلب میهن و روح انسان میپردازد.
به باور شوپنهاور، کسی که برای خوشبختی به چیزهایی بیرون از خود وابسته است، مانند ثروت، مقام، دوستان، جامعه و... وقتی اینها را از دست بدهد یا از آنها سرخورده شود، پایههای خوشبختی او فرومیریزد. زیرا مرکز ثقل او بیرون از خود اوست. به نظر او، حماقت بزرگ آن است که انسان به منظور برندهشدن در بیرون، در درون ببازد.
اگر جوری رفتار کردید که به دوستتان اعتماد دارید، کمکم دوستتان قابل اعتماد میشود، و اگر همیشه به دوستتان ظنِ خیانت ببرید و این را دوستتان بفهمد دلیلی ندارد که خدمت بکند بلکه به خیانت خودش ادامه میدهد. بنابراین، تصوری که ما از دوستمان داریم، این تصور درست از آب درمیآید.
محمد صادقی نوشت: ملکیان توضیح میدهد که با توجه به اینکه مردمسالاری، بهترین نظام سیاسی و حکومتی است که بشر به آن دست یافته و بر مبنای تصمیمگیریهای جمعی و رای مردم شکل میگیرد، خالی از نقص نیست. او پیوند معنویت با مردمسالاری را بهترین راه برای جبران کمبودها و نارساییهای مردمسالاری دانسته تا بر اساس آن بتوان از عیبها و نقصهای قابل تحقق و قابل پیشبینی جلوگیری کرد.