نشست «چگونه میتوان در روزگار رنج، زندگی را معنادار زیست؟» با سخنرانی مصطفی ملکیان برگزار میشود.
به نوشته مارک ورنون «روش مناسب برای رویارویی با درد فهم معنای ژرفای آن است. فاجعه دردآور است چرا که عشق وجود دارد. غم و ترس یادآور حقیقت حیات روح انسان است. تاریکی فراگیر سبب تأکید بر منبع نور است. جسد آویزان بر روی صلیب به ما میگوید: حقیقت در جهان میدرخشد، حتی اگر جهان از درک آن عاجز باشد و یا حتی آن را طلب نکند.»
خانه فرهنگ گلها در سلسله نشستهای کتابخوانی خود، به بررسی کتاب «فرضیه خوشبختی» اثر جاناتان هایت، ترجمه ساناز فرشیدفر روانشناس اجتماعی میرود تا در نشستی تحلیلی، راهکارهای دستیابی به زندگی معنادار را از منظر دانش مدرن و فلسفه کلاسیک واکاوی کند.
محمد صادقی نوشت:«آموزاندنِ هنرِ زندگی و درسهایِ زندگی جایِ چندانی در کتابهایِ درسی، و همچنین مطبوعات، رادیو، تلویزیون، سخنان و نوشتههایِ روشنفکران، شبکههای اجتماعی و... ندارند. یعنی ما با وجودی که از کودکی تا جوانی آموزشهای گوناگونی را پشت سر میگذاریم، با درسها و آموزههایی آشنا نشدهایم که بدانیم در مواجهه با مشکلات، مسائل، دردها و رنجها، چه باید بکنیم.»
محمد صادقی نوشت: همانطور که آلرس تأکید دارد، ما زمانی میتوانیم در روند بهسازی موفق شویم و پیشرفت کنیم که قبل از هر چیزی خودمان را بشناسیم. همچنین باید بدانیم که هرگونه زیستی، پیامدهایی دارد و این نکته بسیار مهمی است.
در این کتاب، نویسنده کوشش میکند ما را به اندیشیدن درباره واقعیتها وادارد تا نگاه خودمان را تغیر دهیم. زیرا بسیاری از ناآرامیها و نارضایتیهایِ ما به خاطرِ نگرشِ خودِ ماست.
به باورِ تیچ ناتهان، واکنشهایِ رایج به رنج (فرار از آن، سرکوبِ آن، و سرگرمسازیِ خود به قصدِ فراموشیِ آن) غیرعاقلانه هستند. نادیدهگرفتنِ رنجها با رویآوردن به مصرفگرایی یا پرتکردنِ حواسمان از آنها، فقط موجبِ رنجِ بیشتری برایِ ما میشود. اینکه مدام سرمان را در گوشیِ تلفنِ هوشمندمان فرو ببریم، پرخوری کنیم، جلویِ تلویزیون بنشینیم و کانالگردی کنیم و... حالِ ما را بهتر نمیکند. ما به تمرینِ معنوی نیاز داریم تا قدرتِ مواجهه با رنجها را به دست بیاوریم نه اینکه آنها را کتمان و لاپوشانی کنیم.
خودشیفتگی، عُجب و کبر، مانع از این میشوند که ما از خود بیرون آییم، در حالی که عشق ما را از خودگزینی به دیگرگزینی سوق میدهد. وقتی عشق و شفقتِ ما، نه فقط معطوف به برخی از انسانها، بلکه معطوف به همهیِ انسانها شود، درد و رنجِ دیگران را نیز درد و رنجِ خود میدانیم، و خواهانِ نیکی برایِ همه خواهیم بود، چنانکه سیمون وِی اینگونه زیست.