برچسب فتحعلی اویسی

لژیون 1377

فرزاد كه به عنوان يك فرد فراماسونري در لندن زندگي مي كرده و به طور مرموزي از بين مي رود. پسر فرزاد (فرامك) براي به خاك سپردن جسد پدر به ايران مي آيد، اما در ايران با فضايي بيگانه روبرو مي شود. او همينطور متوجه مي شود كه پدرش همسري داشته كه فرامك نمي تواند او را قبول كند وليكن آرام آرام فرامك با او (كتي) ارتباط برقرار مي كند و متوجه مي شود كه او بازيگر معروف سينما است كه در زمان زنده بودن پدرش فعاليت نمي كرده، ولي حالا فيلم و عكس هايش دوباره پخش مي شود. در اين ميان صابر كه قبلاً در خانه ي پدر فرامك كار مي كرده و حالا كارگردان شده است به فرامك ابراز علاقه مي كند و فرامك نيز او را مسئول امور مالي خود خود مي كند. كتي به وسيله سازمان فراماسونري به قتل مي رسد و فرامك به عنوان قاتل شناخته مي شود. اما در دادگاه تبرئه مي شود. و در مقابل آزادي از او مي خواهند كه با سازمان فراماسونري همكاري كند. او در پي اين جريان حكم مرگ صابر را صادر مي كند و بعد هم از سوي آن سازمان به مقام شواليه مفتخر مي شود و آن موقع است كه تازه مي فهمد عموي خود اوست كه همه كاره سازمان است.

چار چنگولی 1387

دو برادر دوقلو از ناحيه بازو به هم چسبيده اند و هر كدام از آنها تلاش مي كند برادر ديگر را تحت تأثير قرار دهد و او را از نظر رفتار و منش، شبيه خود كند. يكي از برادرها يك مؤمن تندرو است و ديگري يك غرب گرايي لاابالي و عشرت طلب. اين دو در ادامه كلنجارهاي شان، قرار مي گذارند اختيار يك روزشان را به طرف كناري شان دهند، چه با برنامه او موافق باشند چه نباشند. بنابراين برادر مؤمن ناچار مي شود در مجالس خوش گذراني حاضر شود، گيرم با چشمان بسته. و شخصيت لاابالي به مجالس وعظ و خطابه مي رود. پايان ماجرا يك عمل جراحي است تا آنها به نقطه تعادل برسند و بدون تنگ نظري، در مواجهه با جامعه و خانواده از خودشان نرمش نشان دهند.

حادثه در کندوان 1374

گروهي سارق حرفه اي به ايران مي آيند و در كنار تونل كندوان دست به سرقت از اتومبيل ها مي زنند. سرقت در مراسم عروسي و نيز يك بانك، توسط گروه تكرار مي شود. از ميان آنها، «منصور خالدار» شناخته مي شود كه نامزد دختري به نام زهره است. پدر زهره، عطابخش، كه از خارج دستور مي گيرد، رئيس باند در ايران است. دزدي بانك لو مي رود و چند تن از سارقان در درگيري با نيروي انتظامي كشته مي شوند. دو تن ديگر از آنها، ياكوب و بيوك، به سراغ عطابخش مي روند و پس از كشتن او و دخترش با چمداني از دلار و شمش طلا، خانه را ترك مي كنند. ياكوب، بيوك را نيز مي كشد و به تنهايي عازم مرز مي شود. منصور كه با جسد عطابخش و نامزدش روبرو شده، به دنبال ياكوب راه مي افتد اما او نيز توسط ياكوب به قتل مي رسد. در نزديكي محل استقرار رابط باند، كه از خارج به ايران آمده، نيروي انتظامي دزدان را محاصره مي كند و علاوه بر كشتن عده اي، بقيه را دستگير مي كند.

زندانی 707 1380

فيلم درباره جواني است كه به خاطر انتقام جويي، يك هواپيماي مسافربري را در آسمان كيش ربوده و به اسرائيل مي برد.

دلشدگان 1370

در زمان سلطنت احمد شاه، تاجري فرنگي به بهانه رونق فرهنگ و هنر قصد دارد با پركردن چند صفحه از چند موسيقي دان ايراني، رديف هاي اصيل ايراني را كه در حال فراموشي است، از گزند گذر زمان محفوظ نگه دارد. به همين منظور از آقاحسين دلنواز خواسته مي شود كه جمعي از بهترين نوازندگان را برگزيند. اين قصد و برنامه سفر به فرنگ با مشكلاتي مواجه مي شود. اما استاد دلنواز خود تصميم مي گيرد اين برنامه را عملي كند. در فرنگ صداي دلنشين اهرخان خواننده گروه، هنگام تمرين، موجب شفاي ليلا برادرزاده سفير عثماني مي شود كه در مجاورت باغ پانسيون گروه زندگي مي كند. هواي سرد و موذي فرنگ طاهرخان را كه جسماً آدم ضعيفي است، دچار ذات الريه مي كند. آنها پس از اتمام كارهاي ضبط صفحه، دچار مشكلات مالي شده مجبور مي شوند براي جبران، كنسرتي برپا كنند. طاهر بيمار تمام جانش را در آوايش مي نهد... در راه بازگشت، به زمان آغاز جنگ اول جهاني، كشتي مسافربري حامل آنها اشتباهاً مورد اثابت گلوله هاي توپ قرار مي گيرد و اثاثيه مسافران به آب ريخته مي شود. صندوق صفحات پر شده برامواج آب شناور مي گردد.

شیر و عسل 1388

شاهرخ خان جواني 30 ساله و هندي تباري است كه بعد از درگذشت مادرش به همراه مباشرش آميتا به ايران برمي گردد تا طبق وصيت نامه ارثيه اش را از دايي اش تحويل بگيرد...

گاومیش ها 1375

«خان» سرهنگ بازنشسته اي است در دوران رژيم سابق كه قصد دارد با گروهي از زيردستانش به نام گاوميش ها يك كازينوي بزرگ در روستا داير كنند. خان با ورود به روستا دختري را كه قبلاً نامزد داشته به زور به عقد خود در مي آورد و وقتي طالب، نامزد دختر اعتراض مي كند او را به قتل مي رساند. يكي از دوستان اصلان با مراجعه به پاسگاه از رئيس پاسگاه مي خواهد كه خان و عوامل قتل طالب را بازداشت كند. رئيس پاسگاه اين وظيفه را انجام مي دهد، اما خان و گروهش دوباره آ زاد مي شوند و اين بار نامزد اصلان را مورد آزار قرار مي دهند و رئيس پاسگاه را هم از خدمت خلع مي كنند. رئيس پاسگاه با كمك اصلان از روستا مي گريزد، اما همسر و دخترش به دست ايادي خان كشته مي شوند. اصلان و رئيس سابق پاسگاه براي انتقام به خان و ايادي او حمله مي كنند و آن ها را به سزاي اعمالشان مي رسانند، اما خودشان هم به دست مأموران دستگير مي شوند.

مادرزن سلام 1385

دختر يك مرد سنتي، پس از ازدواج زندگي زناشويي ناموفقي دارد. پدرش كه از اين موضوع آگاه است تصميم مي گيرد براي ازدواج دو دختر ديگرش شرايطي قائل شود. به همين منظور شرايط خود را به صورت يك بخش نامه بر روي كاغذ مي آورد و از خواستگارها مي خواهد طبق مفاد مندرج شده، پا پيش بگذارند!