افراطی ها 1388
ناصر به جرم قتل به زندان میافتد. در زندان با تقی، فری، هوشنگ و حشمت آشنا میشود. هوشنگ سعی میکند از زندان فرار کند و …
ناصر به جرم قتل به زندان میافتد. در زندان با تقی، فری، هوشنگ و حشمت آشنا میشود. هوشنگ سعی میکند از زندان فرار کند و …
زوج جوانی برای تفریح و عبور از بحرانی خانوادگی به مسافرت شمال می روند اما یک اشتباه کوچک از سوی زن داستان( با بازی سحر قریشی) زمینه ساز حوادث و مشکلاتی می گردد و...
روايت هاي پي در پي از موعظه ها و معجزه هاي مسيح كه در ناصريه اتفاق مي افتد: مسيح همراه با حواريون خود در بين مردم مي گردد و در جواب نمايندگان فريسي ها كه از او نام و نشان و هويتش را مي پرسند، مي گويد كه او آمده تا بشارت ظهور احمد را بدهد. همچنين يك دختر لال و يك زن گوژپشت را شفا مي دهد و اليعاذر را كه مرده است، دوباره زنده مي كند. در تمام اين مدت بارنابا، يكي از حواريون، در حال ثبت موعظه ها و حرف ها و معجزه هاي مسيح است. يهودا اسخريوطي، يكي از حواريون، در مقابل سي سكه حاضر مي شود به مسيح خيانت كند و جاي او را به رومي ها نشان دهد. از اين لحظه فيلم دو روايت مختلف را نشان مي دهد: اولي روايت مبتني بر آن چه كه در انجيل هاي چهارگانه است، يعني دستگيري مسيح و به صليب كشيدن او؛ و دومي كه بر مبناي انجيل بارنابا و روايت هاي اسلامي تصوير شده كه طبق آن در لحظه ورود رومي ها به مقر مسيح، او به آسمان عروج مي كند و يهودا شمايل مسيح را با خود مي گيرد و با لحن و رفتاري متفاوت از مسيح واقعي، مقابل پيلاطوس حكمران رومي فلسطين حاضر و سرانجام مصلوب مي شود.
هوشنگ فرنوش مدير يك آژانس مسافربري قصد دارد با فرستادن ريما به خارج از كشور با منشي اش سودابه زندگي تازه اي آغاز كند. ريما كه مهندس كامپيوتر است برادري به نام رهي دارد كه همه وقتش را با دوستش كيان پاي كامپيوتر مي گذارند. هوشنگ از ريما مي خواهد كه بين سفر به خارج و يك ازدواج تحميلي، يكي را انتخاب كند. ريما كه در جريان خواستگاري دوستش لادن متوجه روابط غلط و كهنه زناشويي در ازدواج ها شده تصميم مي گيرد خودش مرد آينده اش را انتخاب كند. با استفاده از اينترنت و با همكاري دوستانش لادن و شهره، ريما به دنبال مرد مناسبي براي ازدواج مي گردد. نتيجه جست و جو مطابق ميل ريما نيست. به پيشنهاد رهي، سودابه نيز به عنوان بزرگتر در جست و جوي آنها شركت مي كند. همراهي سودابه با ريما، روابط سرد عاطفي اين دو نفر را بهبود مي بخشد. سودابه ريما را كه از جست و جو خسته شده، براي ملاقات با يك مرد ديگر اميدوار مي كند. او كيان دوست رها است كه در تمام دوران جست و جوي ريما، ايميل هاي عاشقانه براي او فرستاده است. ريما با كيان ازدواج مي كند. هوشنگ با سودابه زندگي مي كند و رهي به درخواست عاشقانه لادن پاسخ مثبت مي دهد.
صفدر كوكبي در فيلم هاي فارسي به عنوان بدل بازي مي كند و به صفدر استالونه معروف است. اعضاي يك گروه صهيونيست كه رهبري آن به عهده ي يكي از اعضاي موساد است صفدر را به جاي يكي از همكاران فراري خود به نام اردشير سرلك دستگير مي كنند و از او مي خواهند كه ميكروفيلمي را تحويل آنها بدهد. صفدر به كمك شيرين، نامزد سرلك، مي گريزد. صفدر براي ياري رساندن به پليس مي پذيرد كه نقش اردشير سرلك را بازي كند و مأموران را در جريان فعاليت آنها بگذارد. فرخ، برادر شيرين، به دست صهيونيست ها كشته مي شود و صفدر ارتباط خود را با پليس براي شيرين برملا مي كند. سرلك به دست صهيونيست ها گرفتار مي شود و صفدر به جاي او براي تحويل دادن ميكروفيلم به منطقه اي مرزي مي رود. اما او و شيرين لو مي روند و اعضاي گروه تصميم مي گيرند آن دو را به جرم خيانت بسوزانند. با حضور مأموران اعضاي گروه كشته و متفرق مي شوند و صفدر با آويزان شدن به هلي كوپتري كه حامل رهبران گروه است آنها را از پا در مي آورد و هلي كوپتر را سالم به زمين مي نشاند.
شهردار شهر بعد از دستگیر شدن دالتونها، لوک خوش شانس را به یک ایالات دیگر میفرستد، تا تبهکارها را دستگیر کند. اما بعد از آن زلزله شدیدی رخ میدهد که همه مردم شهر میمیرند. اما لوک چهل سال بعد که به آن شهر بر میگردد؛ همه چیز تغییر کردهاست و میفهمد تاریخ آن شهر غلط است. او میخواهد حقیقت را روشن کند؛ وقتی به رستوران لورل و هاردی میرود دو تا دزد (دزد عروسکها) و (رشید) به آنجا حمله میکنند. آنها عکس دالتونها را در لباس لوک پیدا میکنند. او میگوید از بازماندههای زلزله است. او هم همه چیز را میگوید اول داستان دالتونها را تعریف میکند: که دالتونها داخل یک درخت میروند و خود را درخت آرزو جا میزنند، بعد داستان المپیک را تعریف میکند، که دالتونها مشعل المپیک را میدزدند؛ و در آخر معلوم میشود که آن دو دزد پسرهای جو دالتون، دالتون قد کوتاه هستند؛ که وقتی هویت لوک معلوم میشود آن هم برای آنها داستان عشق جو و منشی شهردار را تعریف میکنند.
این فیلم داستان جواني به نام غلام است که تصميم مي گيرد از يک خانه ويلايي سرقت کند ولي درون خانه خالي بوده و ...
زنده یاد فتحعلی اویسی بعد از فیلم موفق «مریم و میتیل»، سراغ یک فیلم اکشن رفت که ماحصل آن ساخت فیلمی تحت عنوان «سربلند» با بازی جمشید هاشمپور شد. این فیلم قرار است در تعطیلات پایان هفته روی آنتن شبکه نمایش برود.