تلنگر 1389
این مجموعه نمایشی سعی دارد گوشهای از زندگی ایرانیان را در جامعه نشان دهد و تلنگری برای مرور دوباره زندگی و ترمیم ارتباطات خانوادگی و اجتماعی باشد.
این مجموعه نمایشی سعی دارد گوشهای از زندگی ایرانیان را در جامعه نشان دهد و تلنگری برای مرور دوباره زندگی و ترمیم ارتباطات خانوادگی و اجتماعی باشد.
احمد كه مهندس كشاورزي است با وانتي كه از پدرش به ارث رسيده مشغول كار است. روزي يك جوان روستايي را سوار كرده و جوان با دروغ و كلك ماشين احمد را ميدزدد. جوان روستايي كه نعمت نام دارد ماشين را به ده برده و به پدر نامزدش نشان ميدهد و به او ميگويد كه شغل بسيار خوبي در شهر يافته و حتي توانسته با پول آن وانت بخرد. پدرزنش با ازدواج آنها موافقت ميكند و جشن ازدواج به انتهاي ماه محرم و صفر موكول ميشود
دو برادر به نام های حسین و امیرعباس تلاش دارند تا با کمک دوستانشان در محل، به مادر یک شهید برای برگزاری هیئت عزاداری امام حسین علیه السلام کمک کنند.حسین و امیرعباس یک شب در حال رفتن به خانه، به پیرزنی بر می خورند که در حال زدن پارچه سیاه بر سر در منزلش است. آنها به او کمک می کنند تا پارچه را به دیوار نصب کند. در همین حین دو برادر متوجه می شوند که او مادر یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که از سرنوشت پسرش خبری ندارد و منتظر رسیدن خبری از او است...
يک کارخانه توليد مواد بهداشتي و دارويي در حال ورشکستگي است . کارخانه را فردي به نام کاملي اداره مي کند. او شريک کارخانه است و با سو استفاده از عدم حضور شريک ديگر خود که سکته مغزي کرده ، تلاش مي کند با ايجاد بحران ، کارخانه را به تعطيلي بکشاند و سرمايه آن را به بخش ديگري منتقل کند. او مهندس خوش فکر اين کارخانه امير را اخراج مي کند. با بازگشت دختر شريک که براي ادامه تحصيل در خارج از کشور به سر مي برد ، او به همراه امير تلاش مي کنند وضعيت نابسامان کارخانه را ساماندهي کنند. يکي از شيوه هاي آنها استفاده از تکنولوژي جديد نانوبيولوژي براي توليد محصولات باکيفيت و جديد است .
هر قسمت از سریال دایره تردید یک ماجرای پلیسی روایت میشود. داستانهای سریال دایره تردید عموماً به ماجراهای جنایی مربوط میشوند و در هر قسمت یک اتفاق رخ میدهد که آن ماجرا توسط کارآگاه پلیس و دستیارانش کشف رمز شده و متهمین دستگیر میشوند.
اين فیلم، داستان دو دختری است كه در اطراف حرم امام رضا (ع) دزدی میكنند، اما در يك سرقت كيفی به دستشان میرسد كه در آن يك گوشواره نذر امام رضا (ع) شده است.
این مجموعه تلویزیونی، درباره خانوادهای است که گمشدهای دارند و با زیر و رو کردن خاطراتشان، بدان دست پیدا میکنند. شخصیت اصلی این مجموعه، «آقا بزرگ» است که سرپرست و بزرگ خانواده است. او مدتها قبل، پسری به نام «جلال» را به فرزندی قبول کرده است و پس از آن و در خلال سالها، اتفاقاتی برای خودش، خانواده و «جلال» رخ داده است که این رخدادها، دستمایهٔ این مجموعه تلویزیونی است.
داستان سریال گل پامچال درباره زندگی دختری است به نام لیلا که پس از بمباران شدید محل زندگی اش در جنوب کشور و کشته شدن تمامی اهالی آن به پیرمردی پناه می برد و از او برای یافتن خواهرش که در شمال کشور زندگی می کنند کمک می گیرد...