
دو برادر به نام های حسین و امیرعباس تلاش دارند تا با کمک دوستانشان در محل، به مادر یک شهید برای برگزاری هیئت عزاداری امام حسین علیه السلام کمک کنند.حسین و امیرعباس یک شب در حال رفتن به خانه، به پیرزنی بر می خورند که در حال زدن پارچه سیاه بر سر در منزلش است. آنها به او کمک می کنند تا پارچه را به دیوار نصب کند. در همین حین دو برادر متوجه می شوند که او مادر یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که از سرنوشت پسرش خبری ندارد و منتظر رسیدن خبری از او است…
