راه نجات از فریب، پناه بردن به قرآن و عترت است
حوزه/ مرحوم آیتالله محمدتقی بهجت در توصیهای اخلاقی، با هشدار نسبت به فریب و دروغ، بر ضرورت حفظ پیوند با قرآن و عترت تأکید کرد و گفت: نباید دروغ را از مردم دنیا خرید و پذیرفت.
حوزه/ مرحوم آیتالله محمدتقی بهجت در توصیهای اخلاقی، با هشدار نسبت به فریب و دروغ، بر ضرورت حفظ پیوند با قرآن و عترت تأکید کرد و گفت: نباید دروغ را از مردم دنیا خرید و پذیرفت.
شهر یزد، در عداد مناطق مذهبی ایران است. آنان در طول تاریخ خود به دین و متولیان آن گرایش فراوان نشان دادهاند. این منطقه با مدیریت شهید آیتالله محمد صدوقی به اوج شکوفایی دینی رسید و تجربهای نوین و ارجمند را رقم زد. اولین امام جمعه یزد پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دهها مرکز عام المنفعه را ایجاد یا تعمیر کرد و البته جریان خدمت رسانی او به این شهر محدود نشد و تمامی ایران را دربرگرفت
علامه امینی برای تحقیق یا تبلیغ به سفرهای فراوان رفت. کشورها، شهرها و فرهنگهای متنوع آنها را از نزدیک دید و با مردمانش ارتباط برقرار کرد. هدف اصلی او در این همه، اما آشناسازی خلایق با مکتب علوی (ع) و بازگرداندن آنان به دامان پرمهر ولایت بود. خلوصی که شیرینی آن همچنان در کام مستمعان سخنانش باقی مانده است
آنچه در حیات و ویژگیهای اجتماعی آیتالله محمدتقی نجفی بیش از هر امر دیگر به دیده میآید، مکانت والای اجتماعی و مردمی اوست. او حامی و پناهگاه بخش بزرگی از مردم اصفهان به شمار میرفت و از این رهگذر، قدرتش مورد رشک عوامل بیگانه و نیز حاکم وقت این شهر بود. هم از این روی نیز مدتی به تهران تبعید شد، اما حضور روشنگرش در پایتخت حکومت را بیمناک و پشیمان ساخت و نهایتاً به لغو این اقامت اجباری منتهی شد
صفایی بیش از ۵۰ عنوان کتاب در زمینههای گوناگونی، چون تربیت، نقد و روش نقد، ادبیات هنر، روش تدریس و آموزش، قرآن کریم و روش برداشت از آن، تفسیر و دیدارهای تازه با قرآن، دعا و حدیث، ولایت و امامت، معارف اسلامی و آموزههای اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی اسلام نگاشته است که در غالب آنها با محوریت مسائل روز جامعه اسلامی نظریهپردازی کرده و آثارش به نوعی بر مبنای روش آموزش قرار گرفته است
آگاهان به بهبهانی زنهار داده بودند که از نجف به تهران بازنگردد. با این همه او با سرسختی مألوف خود عرصه را واگذار نکرد و برای ادامه نقشآفرینی سیاسی در نظامی که خود از بانیانش به شمار میرفت به تهران آمد. سیدعبدالله در آن دوره و از طریق نفوذ سیاسی خود در طیف اعتدالیون مانع از تندرویها و شالودهشکنیهای دموکراتها میشد. چنانکه طرف مقابل نیز دریافته بود با تداوم نقشآفرینی بهبهانی، نخواهد توانست به اهداف خود برسد
مشکل بزرگ ساواک با شهید هاشمینژاد این بود که او تبلیغات فرهنگی و دینی خود را به مشهد محدود نکرده بود، بلکه در سراسر خراسان، تهران، کرمانشاه، چالوس و خرمآباد نیز به تبلیغ افکارش میپرداخت و لحظهای آرام و قرار نداشت. در سال ۱۳۴۷ بر فعالیتهای سیاسی خود افزود و ساواک نیز تهدیدش کرد که حق ندارد خارج از مباحث دینی سخنی بگوید که البته شهید به این تهدیدات وقعی ننهاد و به تکاپوی خود ادامه داد
آیتالله سید محمدهاشم دستغیب: «با شهید آیتالله دستغیب چند قدم بیشتر فاصله نداشتم و صدای زنی را شنیدم که اصرار میکرد نامهای را به ایشان بدهد، اما ناگهان صدای مهیبی بلند شد! آتشی جلوی چشمم دیدم و صورتم سوخت و دیوار روی سرم خراب شد! احساس کردم زلزله آمده و من زیر آوار ماندهام، ولی از طرف دیگر از آتش احساس سوزش کرده بودم و ناگهان متوجه شدم که بمب بوده است...»