برچسب عصر اصفهان نیوز

کمربند سبز اصفهان، سدی حیاتی در برابر گسترش بی‌رویه‌ شهر ⠀

اصفهان، شهری که همواره به باغ‌شهر بودن شهره بوده، امروز با چالشی بزرگ به نام کمربند سبز دست‌ و پنجه نرم می‌کند. کمربند سبزی که به عنوان یک راهکار برنامه‌ریزی شهری، نه تنها یک فضای تفریحی، بلکه یک ابزار دفاعی در برابر آلودگی هوا، ریزگردها و جزایر گرمایی است. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا اصفهان از این سپر دفاعی به میزان کافی برخوردار است؟

ذوب‌آهن خوش‌شانس بود؛ بازی با پرسپولیس عیار تیم را نشان می‌دهد ⠀

مربی سابق ذوب‌آهن در گفت‌وگو با عصر اصفهان به اولین برد ذوب‌آهن در فصل جاری اشاره کرد و گفت: این سه امتیاز از نظر روانی می‌تواند خیلی به تیم کمک کند، اما ذوب‌آهن هنوز شکل خوب خودش را پیدا نکرده و به‌خصوص در کار دفاعی مشکلات زیادی دارد.

مدیریتِ بار یا مدیریتِ تاریکی؟ ⠀

عقربه ‌های ساعت که به وقت قطعی نزدیک می‌ شوند، اضطراب زیر پوست شهر می ‌دود. وزارت نیرو هر روز جدول‌های رنگارنگِ مدیریت بار را روی خروجی درگاه‌هایش می ‌گذارد؛ ردیف‌هایی از اعداد و نام محله‌ ها که قرار است ساعت زیستنِ با برق یا در تاریکی را تعیین کنند. شهروندان هم چاره‌ای جز انطباق ندارند؛ ساعت قرارهای کاری، پخت نان، نوبت جراحی‌ های کوچک، و حتی روشن کردن پمپ آب خانه را با این خطوط بی‌ روح تنظیم می ‌کنند. اما آنچه میان این کادرهای منظم و زمان‌ بندی‌های کاغذی ثبت نمی‌ شود، صورت‌حساب سنگین و پنهانی است که هر روز به معیشت و زندگی روزمره مردم الصاق می ‌شود.

نیکوتین پشت ویترین‌های رنگی ⠀

صبح اصفهان تازه آغاز شده است. خیابان‌ها آرام‌آرام شلوغ می‌شوند، مغازه‌ها باز می‌شوند و ویترین‌ها زیر نور چراغ‌ها جان می‌گیرند. در میان این همه رنگ و تصویر، محصولاتی هم هستند که در نگاه اول چندان شبیه آن چیزی نیستند که سال‌ها از دخانیات در ذهن داشته‌ایم؛ بسته‌بندی‌های کوچک و رنگارنگ، طراحی‌های مدرن و محصولاتی که با نام‌ها و طعم‌های متنوع عرضه می‌شوند. ظاهرشان گاهی بیشتر به یک کالای سبک زندگی شبیه است تا محصولی که می‌تواند وابستگی ایجاد کند.اما پشت این ظاهر متفاوت، یک نام آشنا ایستاده است؛ نیکوتین.

حکیم ابوالقاسم فردوسی (بخش اول) ⠀

بی‌تردید، حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه‌سُرای بزرگ ایران، یکی از نوادر تاریخ و فرهنگ این سرزمین و از چهره‌های ماندگار ادب فارسی است؛ مردی بزرگ که نامش با هویت فرهنگی ایران پیوندی ناگسستنی دارد. مایه مباهات است که این سرزمین، در دامان خویش چنین فرزانه‌ای پرورده است تا با همت و اندیشه بلند خود، میراث فرهنگی و تاریخی ایران را از گزند فراموشی برهاند و آن را برای نسل‌های آینده به یادگار بگذارد.

چرخ «دانش ‌بنیان» نمی چرخد! ⠀

روی میز کارش تا چشم کار می ‌کند بُردهای نیمه‌ کاره الکترونیکی، سیم‌های ظریف لحیم‌شده و بوی تند فلاکس و الکل است. روی صفحه مانیتور رو‌به ‌رویش، یک پیام ثابت هفته‌ها است دست ‌نخورده باقی مانده: «محموله شما در مرحله ارزیابی و بررسی اسناد گمرکی قرار دارد.» نیما، فارغ‌التحصیل مکاترونیک، کلافه از یک مکالمه طولانی با کارگزار ترخیص، گوشی را روی میز رها می ‌کند. دست‌هایش هنوز لرزش خفیفی دارد. می‌گوید قطعه ‌ای که حیات کل سیستم مدار تنفس مصنوعی‌شان به آن بند است، ابعادی به اندازه یک بند انگشت دارد؛ قطعه‌ ای که در بازارهای منطقه‌ ای ظرف چند ساعت خریداری و ارسال می‌شود، اما اینجا بیش از دو ماه است در هزارتوی تغییر ردیف‌های کالایی و بخشنامه ‌های پی ‌درپی خاک می‌ خورد. وقتی هم برسد، تاریخ قرارداد با خریدار سر آمده و همه ‌چیز باید از صفر آغاز شود.

دیوار­های نزدیک با آدم­ های دور

صبح در یکی از مجتمع‌های مسکونی اصفهان با صدای بسته شدن در پارکینگ آغاز می‌شود. یکی از ساکنان با عجله خودرو را بیرون می‌آورد، زنی کودک به دست از کنار آسانسور عبور می‌کند و مردی در حالی که صفحه تلفن همراهش را بالا و پایین می‌کند، منتظر رسیدن آسانسور است. چند نفر در چند مترمربع کنار یکدیگر ایستاده‌اند، اما هرکدام انگار در جزیره‌ای جدا قرار دارند. در آسانسور باز می‌شود؛ چند سلام کوتاه، اگر اصلاً سلامی در کار باشد، رد و بدل می‌شود و چند لحظه بعد، هرکس پشت در خانه خودش ناپدید می‌شود.