چرخ «دانش بنیان» نمی چرخد! ⠀
روی میز کارش تا چشم کار می کند بُردهای نیمه کاره الکترونیکی، سیمهای ظریف لحیمشده و بوی تند فلاکس و الکل است. روی صفحه مانیتور روبه رویش، یک پیام ثابت هفتهها است دست نخورده باقی مانده: «محموله شما در مرحله ارزیابی و بررسی اسناد گمرکی قرار دارد.» نیما، فارغالتحصیل مکاترونیک، کلافه از یک مکالمه طولانی با کارگزار ترخیص، گوشی را روی میز رها می کند. دستهایش هنوز لرزش خفیفی دارد. میگوید قطعه ای که حیات کل سیستم مدار تنفس مصنوعیشان به آن بند است، ابعادی به اندازه یک بند انگشت دارد؛ قطعه ای که در بازارهای منطقه ای ظرف چند ساعت خریداری و ارسال میشود، اما اینجا بیش از دو ماه است در هزارتوی تغییر ردیفهای کالایی و بخشنامه های پی درپی خاک می خورد. وقتی هم برسد، تاریخ قرارداد با خریدار سر آمده و همه چیز باید از صفر آغاز شود.
