عقربه های ساعت که به وقت قطعی نزدیک می شوند، اضطراب زیر پوست شهر می دود. وزارت نیرو هر روز جدولهای رنگارنگِ مدیریت بار را روی خروجی درگاههایش می گذارد؛ ردیفهایی از اعداد و نام محله ها که قرار است ساعت زیستنِ با برق یا در تاریکی را تعیین کنند. شهروندان هم چارهای جز انطباق ندارند؛ ساعت قرارهای کاری، پخت نان، نوبت جراحی های کوچک، و حتی روشن کردن پمپ آب خانه را با این خطوط بی روح تنظیم می کنند. اما آنچه میان این کادرهای منظم و زمان بندیهای کاغذی ثبت نمی شود، صورتحساب سنگین و پنهانی است که هر روز به معیشت و زندگی روزمره مردم الصاق می شود.
نویسنده:دریا قدرتیپور/خاموشی برای یک کارمند اداری شاید توقف موقت کار باشد، اما در لایههای عینی تر جامعه معنای متفاوتی دارد. برای کارگاهی کوچک در حاشیه شهر، دو ساعت قطعی یعنی خاموشی چرخ های خیاطی یا فرزکاری، کارگری که پای دستگاه بیکار می ماند و تعهد تحویل سفارشی که به تعویق میافتد. برای فروشنده پروتئینی و سوپرمارکت دار محلی، صدای قطع شدن فیوز، شمارش معکوس برای فاسد شدن شیر، پنیر و گوشتهایی است که سرمایه اندکِ در گردش او را تشکیل می دهند؛ سرمایه ای که زیر گرمای شهریور آرامآرام از بین می رود و صدای ژنراتورهای پرخرج هم نمیتواند جلوی زیانش را بگیرد.
منبع : پایگاه خبری عصر اصفهان
برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید