برچسب عبدالکریم سروش

دکتر شریعتی را باید نقد عالمانه کرد یا مانند غنی نژاد به باد ناسزا و توهین گرفت؟

غنی‌نژاد در نقد شریعتی از تعابیری استفاده کرد که ، حتی اگر اصل نقد او را وارد بدانیم، با ادبیات علمی و اخلاقی یک نقد جدی سازگار نیست. «شیاد» خواندن یک متفکر، جایگزین نقد آثار و اندیشه‌های او نمی‌شود.

عبدالکریم سروش و برخورد با دیوار ترک‌خورده غرب

پس از حمایت رضا پهلوی و گروهی از طرفدارانش از حمله به مناطق غیرنظامی ایران، عبدالکریم سروش با انتشار ویدیویی گفت: بی‌وطنی، اگر با جانبداری از اشغالگر همراه شود، دیگر صرفاً یک موضع فکری نیست؛ نوعی خیانت است…

چرا محقق داماد از سروش عذرخواهی کرد؟ / سروش: علی شریعتی همه مقدسات را زمینی کرد / جواد طباطبایی یک سطل زهر به من نوشاند

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، مجله اندیشه پویا در شماره اخیر خود گفت وگوی مفصلی با عبدالکریم سروش انجام داده است. سروش نخستین بار در این مصاحبه نه تنها به صورت مشروحی به زوایای زندگی خود اشاره کرده است، بلکه در پاسخ به پرسش‌های سردبیر اندیشه پویا از برخی مواضع، نظرات و نوشته‌های خود اعلام پشیمانی و بر برخی دیگر اصرار کرده است.

علی شریعتی همه مقدسات را زمینی کرد

سروش با تفکیک اسلام جهادی شریعتی از اسلام غیرجهادی کربنی-نصری، علت پیوندش با شریعتی را اگزیستانسیالیست بودن او می‌داند و معتقد است: «شریعتی جهاتی را کشف کرد، رو آورد و یادآوری کرد که من همچنان خودم را وامدار او می‌دانم... [او] مقدسات را زمینی کرد. امام علی(ع) و امام حسین(ع) را زمینی و تاریخی و نه فراانسانی کرد... اینها در کار مطهری نبود... شریعتی راه متفاوتی را رفت که به نظرم فتح باب بزرگی بود؛ دست‌کم برای من.»

روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله

گروه اندیشه: توهین دکتر موسی غنی نژاد به دکتر علی شریعتی یعنی نامسلمان و شیاد خواندنش، جبهه جدیدی در منازعات فکری گشود، فارغ از آن که مسئله اصلی ایران چیست و از خلال چنین منازعه ای قرار است چه سود فردی و جمعی ای و در نهایت ملی حاصل شود؟ پاسخ دکتر عبدالکریم سروش در دفاع از علی شریعتی، در برابر توهین مطرح شده، زخم جدیدی را گشود و او نیز تحقیر و توهین را به نحو دیگر دامن زد. مصاحبه دکتر عبدالکریم سروش با اندیشه پویا نیز این موضوع را تشدید کرد. اکنون در پاسخ عبدالکریم سروش، محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ در پرونده ویژه به نقد دیدگاه سروش در این باره پرداخته و اعلام پایان نواندیشی دینی، کرده است: «اینک اما با کمال تاسف باید اعلام کنیم که روشنفکری دینی نه‌تنها به پایان راه خود رسیده است، بلکه به میراث خود چه در اندیشه، چه در اخلاق پشت کرده است و با تبدیل شدن از جریانی فکری به حلقه‌ای و فرقه‌ای با خودی-غیرخودی کردن، بلکه شخصی کردن مباحث فکری از فرقه و قبیله خود دفاع می‌کند، حتی اگر ذره‌ای باور به آن نداشته باشد.»  قوچانی بر این باور است که جریانی که زمانی با هدف اصلاح دینی و مواجهه آگاهانه با جهان جدید شکل گرفته بود، اکنون با پشت کردن به اخلاق، اندیشه و میراث گذشته خود، به حلقه‌ای بسته، فرقه‌گرایانه و شخصی‌شده تنزل یافته است. نویسنده برای ریشه‌یابی این انحطاط تاریخ‌نگارانه، تبارشناسی سه نسل روشنفکری دینی در ایران ارائه می‌دهد: نسل اول به رهبری مهدی بازرگان که با وجود رویکرد تجربی، از علوم انسانی و اقتصاد مدرن بی‌خبر بود و در برابر هژمونی چپ آسیب‌پذیر شد؛ نسل دوم به رهبری علی شریعتی که با تلفیق آموزه‌های سوسیالیستی و اسلامی، ایدئولوژی چپ‌گرایانه و نفی مالکیت خصوصی را ترویج کرد؛ و نسل سوم با محوریت عبدالکریم سروش که اگرچه از فقر فلسفی نسل اول و گرایش‌های صریح سوسیالیستی نسل دوم فاصله گرفت، اما به دلیل غفلت از فلسفه سیاسی، حقوق اساسی و دانش اقتصاد، در دام کلام جدید، عرفان و صوفی‌گری گرفتار آمد.

حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید: 

خجالت زده‌ایم عده‌ای به دنبال تفسیر عملکرد ائمه به نفع امیال خود هستند

​دبیر سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل با بیان اینکه خجالت زده‌ایم عده‌ای در لباس روحانیت به دنبال تفسیر عملکرد ائمه به نفع امیال خود هستند، گفت: این افراد فردا مدعی می‌شوند الگو‌های بهتری را نسبت به امام حسین(ع) در اختیار دارند تا سیره اهل بیت را به نفع خود ترجمه کنند.