برچسب عبدالکریم سروش
عبدالکریم سروش: به دست و بازوی نیروهای مسلح ایران بوسه میزنم
واکنش عبدالکریم سروش به ایستادگی سپاه و ارتش در مقابل آمریکا
از غنینژادتا سروش، عبدالکریمی و اردکانی در تحلیل عبدالجواد موسوی/ ابتذال، جای تفکر اصیل را میگیرد؟/ آسیبشناسی ساخت دوقطبیهای کاذب در عرصه عمومی
گروه اندیشه: سیدعبدالجواد موسوی نویسنده و روزنامه نگار، در گفت و گویی که محسن آزموده و طاهره مهری در ایبنا با او انجام داده اند، به نقد نقش رسانه ها در ترویج مباحث فکری و اندیشه ای می پردازد و جنجال های مصنوعی و کاذب ناشی از توهین و هتاکی در هفته های اخیر یک اقتصاددان به برخی چهره های روشنفکری معاصر ایران به ویژه دکتر علی شریعتی را به بررسی می نشیند. موسوی در این گفت و گو معتقد است که نشریات و رسانهها با سادهسازی افراطی مباحث فلسفی و جامعهشناختی جهت جلب مخاطب عام، جریانی مبتذل از نقد را شکل دادهاند که به جای تحلیل علمی، به «هتاکیهای بیهزینه» و «فحاشی مدمحور» علیه چهرههای تاریخ اندیشه بدل شده است. از نظر او جدالهای اخیراً برانگیختهشده میان برخی اقتصاددانان و روشنفکران، نمونهای بارز از همین الگویِ تقلیلگرایانه است؛ الگویی که با ساخت دوقطبیهایِ کاذب و رواجِ نقدهایِ تکجملهای، عملاً بستر اندیشیدن و نقد منصفانه را مسدود میکند. عبدالجواد موسوی ریشهی اصلی تمایل به چنین تقلیلگراییهایی را در فرار همگانی از «رنج آگاهی» و تمایل جامعه برای «مسئولیتگریزی» می داند؛ تا جایی که تمامِ ناکامیها و مصائب تاریخی به چند متفکر گذشته نسبت داده میشود تا جامعه خود را از پذیرش مسئولیت انتخابها و افکارش مبرا سازد. هرچند روشنفکران و آثارشان خالی از خطا نیستند، اما محاکمهی تاریخ بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمانه و تقلیل سیر و سلوکِ فکری آدمها به یک مقطع خاص، رفتاری غیراخلاقی و بازدارنده در مسیر بالندگیِ گفتوگوی ملی است. راه حل موسوی برای گذر از این ابتذال این است که اهلِ فرهنگ باید از گردننهادن به سلایق «مخاطبان مصرفگرای رسانهای» خودداری ورزیده و با پرهیز از فضاسازیهای پوپولیستی و بازیهای دوقطبی، به تثبیت مخاطب جدی و صیانت از عمق تفکر تاریخی اهتمام ورزند. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
همه مسئولند، صرفا روشنفکر مسئول نیست!
عبدالجواد موسوی گفت:کسانی که الان به همۀ روشنفکران این مملکت ذیلِ عنوانِ پنجاه و هفتی بدوبیراه میگویند، از سر آگاهی این حرفها را میزنند؟ باید به اینها بگوییم تو اصلا غلامحسین ساعدی خواندهای؟ اگر خواندی، کدام آثارش را خواندهای؟ کدام اثر او منجر به تقویت انقلاب شدهاست؟ اگر اینها را بگوید، من حاضرم با او وارد گفت و گو شوم ولی اگر دقیقا همان حرفی را که من و تو میزند، از زبانِ اینها بشنوم، برایم قابل تحمل نیست. واقعا مبتذل است. اگر مسئولیت هست، آدمها همه مسئولند. صرفا روشنفکر مسئول نیست.
پیشنهاد قوچانی به سروش دباغ برای انجام مناظره مکتوب در آگاهی نو
گروه اندیشه: محمد قوچانی سردبیر مجلات آگاهی نو، در مطلبی در کانال این مجله، به مطلب سروش دباغ با تیتر «در مذمّتِ بولتنسازان؛ پاسخی به محمد قوچانی» جواب داد. این مطلب را در ادامه می خوانید:
مقاله قوچانی علیه سروش فاقد اعتبار علمی است / نازنینی تو ولی در حد خویش / الله الله پا منه از حد بیش
گروه اندیشه: دکتر ناصر مهدوی در کانال تلگرامی اش نقدی بر نوشتار محمد قوچانی در باره دکتر سروش قلمی کرده است.ناصر مهدوی در این یادداشت با ابراز تأسف از تیرگی فضای روشنفکری، مقاله «لیبرالیسم نقابدار» نوشته محمد قوچانی علیه عبدالکریم سروش را نقدی غیرمنصفانه و سرشار از عصبانیت میداند که بهجای تلطیف عرصه اندیشه، بر ابهامات افزوده است. مهدوی با طرح سه ملاحظه اساسی، قوچانی را به ذاتگرایی معرفتی، نادیده گرفتن نقد اخلاقی متفکران بزرگ بر مدرنیته و ابتلا به مغالطه «کنه و وجه» متهم میکند که در آن کل کارنامه پنجاهساله سروش فدای یک نقد او به صنعت شده است. وی در پایان از قوچانی میخواهد از جنجالینویسی و هیاهوی مفاهیم فلسفی پرهیز کرده و قلم خود را در خدمت کشف حقیقت و آلام مردم قرار دهد.این مطلب که در سایت انصاف نیوز نیز منتشر شده، در ادامه می خوانید:
پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقضنماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاحگری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقهای منزوی و متناقض می داند
گروه اندیشه: محمد قوچانی، نویسنده و روزنامهنگار، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز گذاشته به دکتر ناصر مهدوی پاسخ داده است. محمد قوچانی در این یادداشت تفصیلی، در پاسخ به انتقادات ناصر مهدوی، به نقد ساختاری جریان روشنفکری دینی و آموزههای عبدالکریم سروش میپردازد. قوچانی با رد اتهام حدنشناسی، تاکید میکند که به عنوان یک روزنامهنگار آزاد، موظف به اعمال تفکر انتقادی است و نقد سروش به معنای نادیده گرفتن خدمات معرفتی او نیست. وی با تشریح سیر تحول فکری سروش از دهه شصت تا کنون، نشان میدهد که چگونه او از ایدئولوگ رسمی حکومت، نقد ایدئولوژی و گرایش به پوپر، در نهایت به نوعی صوفیگری منزوی، نفی تکنولوژی، تحقیر بازار آزاد و حاکممحوری افلاطونی درافتاده است. قوچانی با نقد موضعگیریهای متناقض سروش در قبال توسعه، تجدد و حتی دفاع از تسلیحات هستهای، روشنفکری دینی فعلی را فرقهای سیاسی و دچار «دگماتیسم نقابدار» میخواند که با جایگزینی عرفان به جای فقه، خطری مشابه استبداد صوفیانه را بازتولید میکند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
