برچسب عاشورا

رباب چگونه عاشورای خود را زیست؟/ عاشقانه‌ای در میان روایتِ شمشیرها

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سال‌هاست که نام امام حسین(ع) با واقعه عاشورا، میدان نبرد و تصویر مردی ایستاده در میان محاصره شناخته می‌شود. مردی که تاریخ، او را بیشتر در لحظه‌های خون و حماسه روایت کرده است. در حافظه عمومی، کربلا بیش از هر چیز با شمشیر، عطش، شهادت و سوگواری پیوند خورده؛ گویی همه زندگی آن امام، در ظهر دهم محرم خلاصه شده است.

تربیت نسل توحیدی و مهدوی در هیئت

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در ماه محرم، شایسته است نگاهی دوباره به یکی از خلأهای مهم در مجالس دینی بیندازیم؛ جایگاه کودکان. این یادداشت نخستین بخش از مجموعه یادداشت‌هایی است که به بررسی مفهوم، اهداف و شیوه‌های عملی «هیئت کودک» می‌پردازد. در این مسیر می‌کوشیم تا با مرور تجربیات زیسته و نگاه کارشناسان، زمینه‌های عملی برای حضور معنادار کودکان در هیئت‌ها را بررسی کنیم.

عاشورا؛ زخمی که هرگز کهنه نمی‌شود

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ بشر، رویدادها اگرچه در زمان‌ها و مکان‌های متفاوت رخ می‌دهند، اما گاه چنان به یکدیگر شبیه‌اند که گویی همه از حقیقتی واحد سرچشمه گرفته‌اند. در پس بسیاری از این وقایع تاریخی، معنایی مشترک و گفتمانی یکسان نهفته است؛ گفتمانی مشترک که مرزهای زمان را درمی‌نوردد و این حوادث را در کالبد روایتی‌ واحد، بازتولید می‌کند.

ظهور؛ ثمره تمام‌عیار قیام‌های انبیاء و غایت تمدنی عاشوراست

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، اسماعیل شفیعی سروستانی؛ رئیس مؤسسه فرهنگی هنری موعود عصر(عج) و مهدویت‌پژوه در نشست علمی «تحلیل تمدنی قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام» به ارتباط تمدنی قیام و مبارزات انبیاء با عاشورا و ظهور پرداخت و تأکید کرد: ما به مهدویت و ظهور به‌عنوان ثمره تمام عیار همه قیام‌ها و مبارزات انبیاء نگاه می‌کنیم و به تعبیری خلاصه و عصاره دین و دینداری.

هنوز هم در شوک دیدن آخرین تصویر از جمشید مشایخی هستم/ چرا بازیگران به بیمارستان رفتند و رو به دوربین با او معاشرت کردند؟!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مسعود فروتن مجری رادیو و تلویزیون، نویسنده و کارگردان در بخشی از گفت‌وگویی مفصل با ایرنا در پاسخ به این که «همکاری شما با «رادیو هفت» (برنامه‌ای تلویزیونی از شبکه آموزش) چه‌طور شکل گرفت و چرا این برنامه با وجود مخاطبان متعددی که داشت، تعطیل شد؟» گفت: «شروع برنامه این‌طور بود که منصور ضابطیان با من تماس گرفت و گفت: «برنامه‌ای داریم و یک میکروفن است. ما یک قصه‌ داریم، قصه «خانجون» که مادربزرگی آن را نوشته است و تو باید آن را تعریف کنی.» من گفتم: «من را چه به قصه تعریف کردن؟» من تا آن موقع اجرا نداشتم. گفتند ما به دو دلیل می‌خواهیم که شما باشید. یکی اینکه صدای‌تان صدای خاصی است و دوم اینکه لحن مهربانی دارید و این لحن مهربان به درد قصه خواندن می‌خورد. من قبول نمی‌کردم و می‌گفتم که من در محیط هنری زحمت کشیده‌ام و جایگاهی به دست آورده‌ام. من در دو دانشگاه درس تلویزیون و سینما خوانده‌ام. من این همه سال کار کارگردانی تلویزیون کرده‌ام و بهترین تله‌تئاترها و سریال‌ها را تولید کرده‌ام. حالا با یک کار دیگر ممکن است که آن سابقه از بین برود، می‌ترسیدم، بیم داشتم. اولین قصه را که خواندم ضابطیان گفت: «همین است و همین‌طور ادامه بدهید.» ۶ ماه هر شب من یک قصه می‌خواندم یعنی آخرین آیتم برای من بود و با قصه خواندن من برنامه تمام می‌شد.»