
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ بشر، رویدادها اگرچه در زمانها و مکانهای متفاوت رخ میدهند، اما گاه چنان به یکدیگر شبیهاند که گویی همه از حقیقتی واحد سرچشمه گرفتهاند. در پس بسیاری از این وقایع تاریخی، معنایی مشترک و گفتمانی یکسان نهفته است؛ گفتمانی مشترک که مرزهای زمان را درمینوردد و این حوادث را در کالبد روایتی واحد، بازتولید میکند.
در این نگاه، قتل هابیل، ذبح یحیی و شهادت امام حسین(ع) همگی بهمنزله رویدادهایی شبیه به هم تلقی میشوند که به فراخور زمانه صاحبانشان، شمایلی متفاوت، اما روحی واحد و یکسان دارند.
بنابر روایت ایکنا، نقل است که پس از واقعه عاشورا و بازگشت اسیران کربلا، حضرت رباب(س)، همسر امام حسین(ع) که فرزند ششماههاش، حضرت علیاصغر(ع) را در آن مصیبت عظیم از دست داده بود، از شدت اندوه زیر آفتاب مینشست و از آسایش در زیر سایه دوری میکرد؛ آنچنان که آفتاب، پوست او را سوزانده و رنگ چهرهاش را دگرگون کرده بود. این تصویر، فقط روایتی تاریخی نیست؛ تجسم مادری است که داغ فرزند، تمامی وجودش را ملتهب کرده است.
از این منظر، فاصلهای میان دیروز و امروز وجود ندارد. قصه یکی است؛ قصه ایستادگی در برابر ظلم، قصه مظلومیتی که خاموش نمیشود و قصه انسانهایی که در سختترین لحظات، حقیقت را رها نمیکنند. این همان گفتمان واحدی است که در طول تاریخ استمرار یافته؛ گفتمانی که اگرچه در کربلا به منصه ظهور رسیده، اما به کربلا ختم نمیشود. عاشوراهای بسیاری در پیش است؛ روزهای دشواری که حسینهای خویش را میخواهد و زینبهای بیباکی که باید شجاعانه و جسورانه، راوی این حوادث بیبدیل باشند.
