برچسب شهادت

تنها پسرم را کودک‌کشان غزه از من گرفتند

پسرم دوم تیر ۱۴۰۴ به شهادت رسید. قبل از شهادتش به دوستانش گفته بود: «من دوست دارم قبل از پدر و مادرم بمیرم. آدم اگر الکی بمیرد یا با موتور تصادف کند یا زیر ماشین برود، هیچ ارزشی ندارد. من شهادت را دوست دارم.» از مردن نمی‌ترسید. یک‌بار به من گفت مامان من شهید می‌شوم و محرم می‌آیم

سردار مسلمی: دشمنان از نسل مؤمن و قرآنی ایران هراس دارند

در ادامه دیدار با خانواده‌های دانش‌آموزان شهید شهرستان میناب، رئیس سازمان بسیج دانش آموزی کشور با حضور در منزل خانواده شهیده «ستایش علی‌حسینی» با این خانواده دیدار و از صبر و استقامت آنان تجلیل کرد.

هیرمان فقط ۲۴ روز سایه پدر را بر سرش داشت 

محرم امسال لباس علی‌اصغر را تن هیرمان کردم و پشت تابوت نمادین رضا که با پرچم ایران پوشانده شده بود، راه افتادم. من این تعزیه‌ها را از کودکی دیده و در آن نقش ایفا کرده بودم، ولی تا سر خودم نیامد، نفهمیدم که در عاشورا چه گذشته است. انگار که به درک بالاتری در این خصوص رسیده‌ام

جانم فدای رهبر

حلقه نامزدی که در انگشت عروس‌خانم نشست، مهدی بلند شد خداحافظی کند. زهرا باورش نمی‌شد که همسرش مراسم را رها کند و برود. با بغض به مهدی گفت: «امروز بهترین روز زندگی پسرت است. یک‌عمر آرزویش را داشتی. حداقل تا آخر مراسم بمان» ولی مهدی اولین باری بود که به خواسته دل زهرا عمل نکرد و گفت: «نیم‌ساعت به‌خاطر شما آمدم، ولی به‌خاطر مردم وطنم باید بروم» 

تشنگی‌اش را با ذکر یا‌حسین (ع) آرام می‌کرد

۲۷خرداد سالگرد ازدواج‌مان بود. با حسین آقا تماس گرفتم و وقتی مطمئن شدم برای عصر به خانه می‌رسد، با بچه‌ها تصمیم گرفتیم پدرشان را سورپرایز کنیم. با بچه‌ها مشغول چیدن شیرینی در ظرف بودیم که یک دفعه صدای انفجار وحشتناکی شنیده شد. محمدمهدی دوید سمت حیاط و گفت: «سپاه رو زدن» پسرکوچکم دست از تزئینات کشید و زد زیر گریه...