برچسب شهادت

ضدانقلاب علی را  هنگام نماز شهید کرد

مادرمان مرحومه نوش‌آفرین محمودی‌عالمی سال ۱۳۹۲ وقتی ۱۱۴ ساله بود از دنیا رفت. این مادر پیر سال‌ها در فراق یوسفش مدام مویه می‌کرد و به زبان مازنی شعر می‌گفت. ۱۴ سال آخرعمرش نابینا شده بود. تا بود یاد جمعلی را فراموش نکرد

نامه دخترم با شهادت بابایش برگشت خورد!

وقتی بیمارستان بودم محسن به مرخصی آمد. گفتم فقط یک شرط دارد که دوباره به جبهه بروی! شرطش این است که محاسنت را بزنی! وگرنه نمی‌گذارم به جبهه بروی. محاسنش را زد و با بچه‌ها عکس انداخت! گفت حالا می‌توانم بروم؟ مگر شرط نگذاشتی...

همه پسرهایم را به جبهه می‌فرستم

ابتدای ماه مبارک رمضان و محرم برای روستای ما روحانی می‌آمد. همین روحانی در روستا‌های مجاور هم منبر می‌رفت. نبی‌الله تمام مدتی را که روحانی در محل حضور داشت، با موتور در خدمت آن روحانی بود. برای خودش وظیفه می‌دانست. اعتقاد داشت: «ما که خیلی نمی‌توانیم برای آگاه کردن مردم کاری بکنیم. حالا که اینطور است، پس با علما همکاری می‌کنیم تا ما هم در آگاه کردن مردم سهمی داشته باشیم.»

کاش من هم در گلزار شهدا کنار خواهرم بودم

علی شادکام برادر شهید سعیده شادکام است. برادری که تنها خواهرخود را در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان از دست داده است. غم از دست دادن خواهر و اندوهش را می‌شود از فاصله‌ای دور از همان صوتی که از پشت خطوط تلفن به گوش می‌رسد، فهمید