برچسب شهادت

شهادتش را از شهید آرمان گرفت 

در روز تشییع فائزه، خانمی برایم تعریف کرد که یک ماه پیش خواب همین تشییع را دیدم. در جلوی همه تشییع‌کنندگان شهدا، سردار سلیمانی حرکت می‌کرد. حالا که به آن خواب فکر می‌کنم، می‌گویم قطعاً فائزه انتخاب‌شده خود حاج‌قاسم است. 
برای داشتن چنین دختری خدا را شکر می‌کنم. برای شهادت و عاقبتی که قسمتش شد، خدا را شکر می‌کنم و می‌گویم شاید به خاطر ریخته‌شدن خون فائزه دخترهای‌مان کمی به خودشان بیایند. توصیه می‌کنم چادر از سرتان نیفتد. نگاه کنید امام حسین (ع) برای چه شهید شد؟ ببینید چه مصیبت‌هایی بر سر خانم حضرت زهرا (س) آوردند... کمی فکر کنید که شهدا برای چه رفتند؟ از زنان کشورم می‌خواهم که با حجاب و با ایمان‌شان حافظ خون شهدا باشند و راه سردار را ادامه دهند

 من هم به دنبال شهادتم!

او ارادت زیادی به رهبرمعظم داشت. شهیدان حاج‌قاسم و حججی را بسیار دوست داشت و می‌گفت: من آرزو دارم سر مزار این دو شهید بروم. همیشه می‌گفتیم باشد مادر، ان‌شاءالله خواهیم رفت. هر مرتبه‌ای که می‌خواستیم برویم، کار یا برنامه‌ای برایش پیش می‌آمد که نمی‌توانست به زیارت مزار این دو شهید برود. می‌گفت: حتی اگر یک روز مانده به پایان عمرم باید به گلزار شهدای کرمان بروم و مزار حاج‌قاسم را زیارت کنم تا رسید به چهارمین سالروز شهادت حاج‌قاسم!

تا جنگ بود در خانه نبودند!  

مهم نبود که چند نفر باشیم. باید سروقت انجام می‌شد. فرمانده عباسعلی به من گفت در میان دشت عباس اذان بگویم. دوست داشت صدای اذان آنقدر بلند باشد که تمام دشت عباس را پر کند. می‌گفت: اذان را بلند بگو تا هر دو طرف خط متوجه شوند. میان گلریزان بعثی‌ها به نماز ایستادیم. عباسعلی جلوی‌مان بود. عراقی‌ها تا رکعت آخر از ما پذیرایی کردند

آرزو داشت شهادتش را تبریک بگویند

عباس تک‌تیرانداز بود و در عملیات بدر شرکت کرد. وقت اعزامش گفتم: «خوش به حالت داداش!» خیلی زود منظورم را متوجه شد و گفت: «ناراحت نباش! من به جای تو هم جبهه هستم، تو باش و به مادر و خواهر رسیدگی کن!»

سازمان بسیج: با شهادت تنگسیری خللی در اقتدار و مقاومت دریایی ایران ایجاد نخواهد شد

سازمان بسیج مستضعفین و آحاد بسیجیان ایران اسلامی در پیامی در پی به شهادت رسیدن فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کردند: تردید نداریم که با شهادت آن فرزند دلیر تنگستان، کوچکترین خللی در اقتدار و مقاومت دریایی ایران ایجاد نخواهد شد.

روزی که خبر شهادت پدر را  به پسر رساندم

ایلخان با همان خونسردی و آرامش عجیب گفت: «پدرم به فدای امام حسین (ع) مگه خون پدرم از خون شهدای دیگر رنگین‌تر است؟» از این همه آرامش ایلخان واقعاً تعجب کردم و خودم هم نفس راحتی کشیدم، چراکه بعد از ۲۴ ساعت توانسته بودم بار سنگین‌دادن خبر شهادت پدر به پسر را از روی شانه‌هایم بردارم و مأموریتم را انجام بدهم