برچسب شلمچه

سکوت شلمچه باورکردنی نبود

تقریباً بعد از گذشت هفته اول مرداد ماه ۱۳۶۷، درگیری‌های مرزی تا حد زیادی فروکش کرد. از نوع آرایش دشمن هم مشخص بود که قصد حمله بزرگی ندارد. از این زمان دیگر بحث آمدن نیرو‌های سازمان ملل در خط حائل بین دو طرف مطرح شد. دیگر باید باور می‌کردیم که جنگ دارد به اتمام می‌رسد

رضا زمانی به جبهه رسید که جنگ تمام شده بود!

روز نهم مرداد به جنوب رفتیم، اما آنجا هم خبر خاصی نبود. تصمیم گرفتیم به تهران برگردیم، اما رضا گفت نمی‌خواهد برگردد. بنده خدا خیلی بغض داشت و می‌گفت من آخرش وقتی به جبهه آمدم که جنگ تمام شد. رضا را به دوستانم در یکی از گردان‌های لشکر حضرت رسول (ص) سپردم و خودمان به تهران برگشتیم

۱۵۱ هزار زائر امام حسین (ع) از مرز‌های مهران و شلمچه به عراق سفر کردند

فرمانده مرزبانی انتظامی کشور با اشاره به تأمین امنیت مرز‌های غربی برای تردد زائران، گفت: از ابتدای ماه محرم تاکنون ۱۵۰ هزار و ۹۴۶ نفر از زائران از طریق مرز شلمچه و مهران به عتبات عالیات در عراق سفر کرده‌اند.

اولین مجروحیت حاج یدالله در میدان حر بود!

با شروع جنگ تحمیلی، خیلی از بچه‌های سپاه تهران و شهر‌های اطراف مثل کرج به جبهه‌های غرب رفتند. شهید کلهر هم فرماندهی نیرو‌های اعزامی از کرج را برعهده گرفت و به سرپل ذهاب و گیلانغرب رفت. فیاضیه آبادان مقصد دوم حاج یدالله در اعزام‌های بعدی بود. سپس در عملیات‌های بزرگی مثل طریق القدس و والفجرمقدماتی و والفجریک شرکت کرد

«شلمچه» قلب تپنده یادمان‌های عملیاتی است

از شلمچه که به سمت شمال می‌رویم به مناطق و یادمان‌های پاسگاه زید (شهدای عملیات رمضان)، کوشک، طلائیه، هویزه، سوسنگرد، بستان، پل سابله، تنگه چزابه، شوش و منطقه عملیاتی فتح المبین می‌رسیم. همچنین پادگان نام آشنای دوکوهه در اندیمشک نیز از مقاصد دیگر کاروان‌های راهیان نور در استان خوزستان است که خاستگاه لشکر ۲۷ محمدرسول الله (ص) به شمار می‌رود

‌ می‌گفت تا جنگ هست من هم هستم

وقتی رضایت من و پدرش را گرفت راهی شد. خیلی رفت و آمد. برای ما هم دیگرعادی شده بود. می‌دانستیم می‌رود و می‌آید، حتی مجروح. گاهی میان همه این رفت و آمد‌ها از جبهه برای ما می‌گفت از شهدا از رزمنده‌ها، از غیرت‌شان از رشادت و دلیری‌شان. حمید عکاس جنگ بود. خیلی هم خوب عکاسی می‌کرد. دوربین سلاحش شده بود. او از هنرش به خوبی استفاده می‌کرد. بار‌ها از شهدا و رزمندگان تصویر گرفت. تصاویری که برای همیشه ماندگار شد

حسین ۳ بار از مرگ نجات پیدا کرد تا شهید از دنیا برود

بار آخر که حسین به مرخصی آمد، رفتیم تا او را ببینیم. آن موقع ماشین نداشتیم با موتور رفتیم و وقتی می‌خواستیم به خانه خودمان برگردیم، برادرم حسین به من گفت سردت می‌شود. لباسش را داد من بپوشم. روز بعد لباس را شستم و به او دادم. وقتی حسین به شهادت رسید و پیکرش را به معراج شهدا آوردند، دیدم همان لباس را بر تن دارد