برچسب سینمای آمریکا

استنلی کوبریک: آمریکا دنیا را مثل کمپین تبلیغاتی اداره کرد و آن‌قدر دروغ گفت مردم حیران شدند

کوبریک هنگام صحبت درباره «غلاف تمام فلزی» در یک‌مصاحبه گفت یکی از ویژگی‌های جنگ، دستکاری واقعیت‌های جنگ توسط تکنوکرات‌ها و روشنفکران طماع واشنگتن بود و سران آمریکا در آن‌دوران، سربازان ارتش را به دروغ و با اغراق در زمینه تعداد کشته‌های طرف مقابل، تشویق می‌کردند.

اینگمار برگمان: اسکورسیزی مسئول شباهت «راننده تاکسی» با ترور ریگان نیست

کارگردان سوئدی مطرح سینمای جهان درباره ارتباط صحنه ترور در فیلم «راننده تاکسی» با ترور واقعی رونالد ریگان گفت «راننده تاکسی» اسکورسیزی، نمایش خشونت در بالاترین سطح هنر است ولی اگر ارتباطی بین این‌فیلم و موقعیت ترور ریگان برقرار می‌شود، هنرمند مسئول آن نیست.

این‌آمریکایی‌های شامورتی‌باز!/صحنه‌سازی ترور و دست و پای بادکرده؛ ملزومات سلبریتی‌بودن‌ هستند

آن‌دوستمان که فکر می‌کرد صحنه‌سازی ترور ترامپ، یک‌اتفاق واقعی بوده، به‌احتمال زیاد فیلم‌هایی چون In the Line of Fire (1993) و The Jackal (1997) و ... را ندیده و اگر یک‌فیلم‌بین حرفه‌ای‌ باشد، مثل همان‌قضیه کرونا که فیلم‌های outbreak (1995) و Contagion (2011) جاده‌اش را صاف کردند، همان‌روزی که خبر سوءقصد به ترامپ منتشر شد، می‌فهمید با یک‌صحنه‌سازی و به‌قول قدیمی‌ها شامورتی‌بازی مضحک روبرو بوده است.

F1؛ قصه تکراری و نخ‌نما با همان‌فرمول/کی گفته کابوی آمریکایی مُرده؟

این‌جا هم برت پیت ابتدا پشت ون خود از خواب بیدار می‌شود و در مسابقه ۲۴ ساعته دیتونا شرکت می‌کند. وقتی برنده می‌شود، مخاطب متوجه می‌شود راننده‌ای چیره‌دست بوده که حالا بعد از ۳ طلاق و اعتیاد به قمار، آواره است و پشت ون‌اش زندگی می‌کند. بعد خاویر باردم به‌عنوان دوست قدیمی‌اش در رانندگی فرمول یک، از راه می‌رسد و پیشنهاد می‌کند برد پیت تیم زمین‌خورده‌اش را دوباره از زمین بلند کند. مرد آواره هم به‌خاطر خوبی پیشنهاد می‌پذیرد و راننده دوستش می‌شود.

«قطار رویاها»؛ شریف و نه خیلی خاص، نه خیلی بد!

«قطار رویاها» از حیث قصه و حرفی که می‌خواهد بزند، فیلم شریف و محترمی است. صدای راوی، از ابتدا تا انتها، قصه زندگی مرد جوانی را روایت می‌کند که همه زندگی‌اش صرف چوب‌بری برای توسعه شبکه ریلی آمریکا می‌شود و از دیروز تا دوران مدرن عرق می‌ریزد و چوب می‌برد. هم خودش آرام است هم زندگی‌اش؛ مثل خیلی از زندگی‌های دیگر که شاید فراز و فرود خاص و اتفاق ویژه‌ای مثل فیلم‌ها نداشته باشند. 

نگاهی به آخرین فیلم جولیا رابرتز/این‌فیلم حرکت ندارد!

با چنین‌سوژه‌ای می‌توان بازی‌های داستانی و دراماتیک مختلفی با شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ترتیب داد. اما فیلم «بعد از شکار» هیچ‌تحرکی ندارد و سکانس‌هایش همه با دیالوگ‌گفتن و روده درازی شخصیت‌ها می‌گذرند.

بحران ۲۰۰۸ آمریکا و فیلم اجتماعی کیتی هولمز/اگر جایی برای خوابیدن داشته باشی می‌تونی رویا ببینی!

نکته اجتماعی و تربیتی دیگر درباره این‌فیلم که سال ۲۰۱۶ ساخته شده، مربوط به وقتی است که روتی در مدرسه ثبت‌نام می‌شود و برای این‌که به همکلاسی دیگرش ثابت کند، اُمل و عقب‌مانده نیست باید سیگار و گل بکشد. فیلمنامه «همه چیزی که داشتیم» نشان می‌دهد بزرگ‌شدن نوجوانان در شرایط بحران اقتصادی و وقتی پدر و مادر مناسبی بالای سرشان نباشد، چه مخاطرات و آسیب‌هایی در پی دارد.

باورتان می‌شود روزی از این‌فیلم‌ها خوشتان می‌آمده؟/قهرمان آمریکایی؛ ناجی مردم روسیه!

اما نکته بامزه داستان فیلم «قدیس» این است که قهرمان داستان، علاوه بر این‌که زن مورد علاقه‌اش را نجات می‌دهد، به نفع دولت آمریکا هم کار می‌کند و حتی مردم روسیه را هم از بحران انرژی و البته آن‌مافیای گردن‌کلفت نفتی نجات می‌دهد. او حتی سر از اتاق‌خواب رئیس‌جمهور آشفته و بیچاره روسیه درمی‌‌آورد و نصیحتش می‌کند وقتی در میدان مرکزی مسکو محاکمه‌اش می‌کنند، اتهاماتش را بپذیرد تا کارها درست شوند.