برچسب سینمای آمریکا

فرمول قهرمان‌سازی با خلبان جنایتکار آمریکایی/«من استیک می‌خوام!»

در این‌فیلم هم وقتی افسر باهوش و بدطینت ویتنامی کاغذی را مقابل دنگلر می‌گذارد و می‌خواهد امضایش کند، خلبان آمریکایی و قهرمان فیلم می‌گوید «من امضا نمی‌کنم! من عاشق آمریکا هستم!» به این‌ترتیب شکنجه و آزار و اذیت‌ها شروع می‌شود و ویتنامی‌های بدجنس که تا آن‌لحظه توسط خلبان‌هایی مثل دنگلر بمباران شده و در آتش ناپالم‌های آن‌ها می‌سوختند، در قاب تصاویر این‌فیلم تبدیل به دژخیم می‌شوند و خلبان بیچاره و طناب‌پیچ آمریکایی را به گاوی می‌بندند که از جلو می‌رود و او را روی زمین می‌کشد.

نگاهی به روز بلوا؛ فتح باب مبارک شعیبی در افشای نفاق

«روز بلوا»، در زمان پخش در جشنواره فجر سی و هشتم در سال 98، خط‌شکن و باشهامت ظاهر شد. کار شعیبی، روایتی نسبتا دقیق و البته صادقانه از نحوه‌ی عمل شبکه‌های فساد درون-ساختاری در به دام انداختن و آلوده‌سازی انسان‌های سالم در سیستم است.

کدگشایی دروغ‌های ادوارد زوییک در «دعوت به جنگ»/باید بدون آدم‌کشی به هدفمون برسیم!

باز هم جمله‌ای مهم در دیالوگ‌های فیلم گنجانده شده که پیر یهودیان مانده در شهر، باید بیانش کند و با اتخاذ نقش انسان منعطف یهودی که طی قرن‌ها دوام آورده و سختی‌ها را پشت سر گذاشته، می‌گوید: «تنها اسلحه برای ما گذشت زمانه! اگر زمان گذشت ما می‌بریم!»

بودن بین نیروهای مقدس ویژه آمریکا ارزشش را دارد کچل کنی و زن نباشی!

البته نویسندگان فیلمنامه، آن‌قدرها هم بی‌انصاف نبوده‌اند که فقط یک‌نوع زن را در فیلمنامه تصویر کنند؛ بله در یک‌طرف داستان خانم سناتور جاه‌طلب و قدرتمند حضور دارد که برای خودش یک‌ آیرون‌لیدی است و نقشش را هم به آن‌بنکرافت داده‌اند که چهره کاریزماتیکی دارد و کلی خاطره سینمایی خوب با او داریم. در طرف دیگر هم جوردن قرار دارد که دمی مور در دوران جوانی و زیبایی‌اش ایفاگر نقش او شده و به‌خاطر آرمانش، از موی سر و زندگی زنانه می‌گذرد و غلتیدن در گل و لای و لجن مناطق را به جان می‌خرد.