برچسب زینب تاج‌الدین

قاب‌هایی از «صبر» روایت‌هایی از «عشق»!

«سرو در قاب»؛ عنوان نمایشگاهی است که این روزها در حوزه هنری اصفهان چراغش روشن است و در سه گالری آن، «مرتضی اکبری»؛ عکاس جنگ اصفهانی، پرتره‌هایی از مادران شهدا را که در سال‌های بعد از جنگ در قاب دوربینش جای گرفته، به نمایش گذاشته است.

«حَج‌قَمَر» شیرزنمان بود!

فقط شش ماه از جنگ گذشته بود که «قمر یزدانی» معروف به «حَج قمر» سور و سات یک نانوایی را در شهر گز راه انداخت و تنورش را فقط و فقط برای بچه رزمنده‌ها گرم کرد.

معجزه‌ای در دل آوارهای ضاحیه!

آرام نشسته. نه بغض دارد، نه فریاد. صدایش اما لایه‌لایه است؛ ترکیبی از دلتنگی و افتخار، وقتی از پدر می‌گوید، از نبودن‌هایش، از ذوق شاعری و شعرهای آیینی‌اش، از حساسیتش به درس و مدرسه بچه‌ها، از آن شب‌های بی‌خبری در حرم امام رضا(ع)، گویی دارد از قهرمانی حرف می‌زند که در خانه قافیه می‌چید و در میدان جنگ استراتژی می‌نوشت.

اینجا چراغش هنوز روشن است!

در قلب اصفهان، جایی هست که نامش با خاطره، ایمان و ایثار گره خورده؛ محله‌ای قدیمی به نام دردشت. کوچه‌پس‌کوچه‌هایش هنوز بوی روزهای انقلاب را می‌دهند و دیوارهایش خاطره‌ شب‌های بمباران را در خود دارند.

«آبشت» روایتی از خیانت در دل اسارت!

در میان هزاران برگ از تاریخ دفاع مقدس، هنوز هم صفحاتی هستند که کمتر ورق خورده‌اند؛ صفحاتی تلخ، پر از درد، اما سرشار از حقیقت. کتاب «آبشت» یکی از همین برگ‌های کمتر دیده‌شده است؛ روایتی جسورانه و بی‌پرده از آن‌چه در اردوگاه‌های اسارت بر آزادگان ایرانی گذشت.

سفیدپوشان بی‌نام‌ونشان!

عشق در جانش رخنه کرده بود که ایمان از چشم‌هایش می‌بارید. حیای نگاهش پر از آرامش بود، پر از امیدواری… درد را باید تسکین می‌داد… درد را باید قرار می‌داد…!