محاکمه 1377
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
قصه در خصوص زوج جوانی بنام اکرم و مهدی است .آنها با نوعی شرط بندی در شب عروسی باعث نا ملایمتهایی در طول زندگی میشوند و...
این فیلم راوی سرگذشت کسانی است که دست تقدیر روبروی هم قرارشان میدهد. پروین، ریحانه و لاله بیآنکه بدانند لحظههای زندگیشان به هم مربوط است، هرکدام باید بکوشند تا از طوفانی که ذهن و زندگیشان را دربرگرفته، سربلند بیرون بیایند.
اسماعیل خزایی نوجوانی است که به اتهام سرقت منجر به قتل در کانون اصلاح و تربیت بهسر میبرد. البته اتهام سرقت از منزل مادربزرگش به همراه دوستش هومن را پذیرفته اما قتل مادربزرگ را نمیپذیرد. او در مدت اقامتش در کانون در کارگاه تراشکاری مشغول بوده و رفتار خوبی داشته است. اسماعیل که دلتنگ مادر شده از مددکارش آقای عزتی برای گرفتن مرخصی کمک میخواهد اما آقای عزتی میگوید او باید به اتهامش اقرار کند تا بشود به او کمک کرد. اسماعیل همچنان اسرار دارد که کار او نیست. مادر اسماعیل از داغ این اتفاق دق میکند و میمیرد. آقای عزتی او را برای تشییع میبرد اما خانوادهاش او را طرد میکنند...
یاران غار شماری خداپرست بودند که اندکی پس از میلاد مسیح و پیش از گسترش مسیحیت در زمان فرمانروایی یکی از پادشاهان روم باستان با نام دقیانوس در سرزمین فیلادلفیا زندگی میکردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از بلندپایگان (اشراف) و درباریان بودند و ایمان خود را پنهان نگاه میداشتند. دسیوس آنها را فراخواند و از آئینشان پرسید که پاسخ دادند ما مسیحی هستیم. دسیوس آنها را به زندان انداخت و …
سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج میرود و اصرار میکند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمیکند و پس از چند ماه تنهایی با زنی بهنام صفورا ازدواج میکند. سیمین به همراه شکور به ایران باز میگردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون میکند و تهمت خیانت به او میزند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی میخواهد آن زن و بچهاش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بیاطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال میخوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بودهاند، این معما حل میشود و نهایتا" مهدوی متوجه میشود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی بهنام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم میکند
در این مجموعه زندگی دختری بنام خجسته را روایت میشود که در پی ناپدید شدن شوهرش احمدرضا روانه تهران شده تا خبری از او به دست آورد.
«راه رفتن روی خطوط» داستان زندگی حامد است که مادرش را در گذشته از دست داده شاهد تصادف پدرش با قطار است. او با دیدن این حادثه قدرت تکلم خود را از دست میدهد. از طرفی امیر معلم او با همسرش افسانه تصمیم میگیرند او را همراه خود به زیارت حرم علیبنموسیالرضا ببرند که…