برچسب زهرا علوی

شیرجه در حوض چهلستون و شکار ماهی نقره

به تاریخ جمعه، 16 شهریور 1313 خورشیدی، ساعت سه بعد از ظهر، جمعیتی چند هزار نفری در باغ چهلستون اصفهان گرد هم آمده‌اند. این جمعیت آنجا جمع نشده بودند تا یکی از زیباترین کاخ‌های صفوی را بازدید کنند یا تصویر ستون‌های پرصلابت ایوان کاخ را که هر کدام تنه کامل یک اصل چنار کهن‌سال بوده، بر آب حوض بزرگ باغ چهلستون، به نظاره بنشینند. آن‌ها برای تماشا و تشویق یک رقابت ورزشی، در عرصه‌ای که زمانی جولانگاه قدرت و ابهت پادشاهان صفوی بوده، جمع شده‌اند.

در شهریور 1320 چه گذشت؟

دوشنبه 10 شهریور ماه 1320
اعلامیه ستاد لشگر 13 اصفهان
برای روشن نمودن ذهن مردم از اراجیف شایعه در شهر، به عموم اهالی اعلام می‌شود که اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی ارواحنا فداه در تهران تشریف داشته و اوامر ستاد ارتش کما فی السابق به وسیله تیمسار سرلشکر ضرغامی، روزانه مرتبا به ستاد لشگر 13 اصفهان واصل و نظم و آرامش کامل در تهران حکمفرماست.

بعدازظهر پنج شهریور 1320

کسی نمی‌داند در آن بعد از ظهر غبارآلود پنجم شهریور 1320 که هیئت دولت وقت ایران استعفا داد و محمد علی فروغی برای سومین بار نخست‌وزیر رضا شاه شد، آیا فروغی می‌دانست که 20 روز بعد همراه ولیعهد برای ادای سوگند پادشاهی به مجلس خواهد آمد؟ و رضا میرپنج را که زمانی در 21 سال قبل در پایان جنگ جهانی اول برای ادای همین سوگند همراهی کرده بود، حالا، دو سال پس از شروع جنگ جهانی دوم، برای خروج از کشور تبعید بدرقه خواهد کرد؟ پاسخ این سؤال در جایی از دفتر تاریخ نیامده و تاریخ هیچگاه با بازماندگانش صادق نبوده است.

چکمه‌ها روی عرشه «بندرا»

احتمالا آن چکمه‌پوش با شنل سیاه بر دوش که در گرگ‌ومیش خاکستری پیش از غروب یکی از روزهای شهریور 20، در بیشه‌زارهای ساحل زاینده‌رود دیده شده بود که به‌آرامی قدم می‌زد و در سیاهی شب گم شد، رضاخان نبود. آن مردمی هم که او را دیده بودند، رضاخان را ندیده بودند، کسی شبیه خودشان را دیده بودند که کمی هم شبیه رضاخان بود. شایعاتی که در میان مردم اصفهان دهان به دهان می‌گشت، تنها تا پیش از این اطلاعیه کوتاه در روزنامه اخگر، شایعه بود و پس از آن دیگر خیلی‌ها به دنبال آن چکمه‌پوش می‌گشتند. اطلاعیه از این قرار بود:

هزار سال پس از فردوسی

در مهرماه 1313 خورشیدی، یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی قرن در جهان و به‌خصوص در محدوده جغرافیایی فارسی زبانان، به عرصه وقوع پیوست. این رویداد فرهنگی، متعلق به قرن 14 خورشیدی بوده است. قرنی که ما، تحویل‌گیرندگان سال 1400 شمسی، امسال با آن خداحافظی کردیم و ورود به قرن 15 خورشیدی را جشن گرفتیم. اما از برگزاری این رویداد فرهنگی در ایران و چگونگی بازتاب آن در روزنامه اخگر بشنویم:

جشن هزاره فردوسی و علایق ادبی بین مملکتین

در نوشتار قبلی، به مهرماه 1313 هجری شمسی سفر کرده و در صفحات اخگر، روزنامه محلی اصفهان در آن روزگار، اخبار مربوط به یک رویداد مهم فرهنگی در ایران و جهان را دنبال کردیم. رویدادی با نام «جشن هزاره فردوسی» که در هزارمین سالگرد تولد این شاعر بزرگ پارسی‌گوی، به مرکزیت ایران و هم‌زمان در دیگر نقاط جهان، به وقوع پیوست. اکنون ادامه سفر را پی می‌گیریم تا به مهرماه 1313 برگردیم و چگونگی برگزاری این جشن در اصفهان را به تماشا بنشینیم:

ننه‌دلاور به روایت دلاور سی‌ساله

از سال 1939 میلادی که برتولت برشت آلمانی نمایشنامه «ننه دلاور و فرزندان او» را نوشت و به سال 1941 اولین اجرای آن در زوریخ به روی صحنه رفت، تا 1949 که پس از توقفی چند ساله به دلیل جنگ جهانی دوم، با نظارت خود برشت و با بازی همسرش «هلنه وایگل» در نقش ننه دلاور، بار دیگر اجرای نمایش در «تئاتر آلمان» برلن از سر گرفته شد و تا بعدتر از آن، یعنی هشتاد و دو سال بعد، در امروز که نمایش ننه دلاور بارها و بارها در سراسر جهان و به زبان‌های مختلف اجرا شده است، هیچ‌کدام از ننه دلاورهای ساخته و پرداخته شده با نسخه «ننه دلاور به روایت دلاور سی‌ساله» نمی‌تواند برابری کند.

بانو آئویی، به جای دیگری می‌میرد

رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری، بازی نور و سایه، موسیقی شرقی با پس‌زمینه صدای ریزش قطرات آب، ظهور ناگهانی شخصیت از دل تاریکی و غافلگیری تماشاگر، نقاب بر چهره یا «شیته» که از عناصر فرمیک تئاتر «نوی ژاپنی»(noh ) است و البته بادبزن، از همان بادبزن‌های آشنای تاشونده، عناصرمختلف صحنه تئاتر سنتی است که همگی در نمایش «بانو آئویی» به کارگردانی فاطمه بختیار، به خوبی اجرا شده‌اند تا او را در پرداختن به اهداف فرمیک نمایشنامه، یاری رسانند.