برچسب رزمندگان

پیروزی با رمز صمیمیت و پشتکار

آنچه در یادداشت‌های شهید دشتبانی به چشم می‌خورد، صمیمیت و فضای گرم میان رزمندگان در شرایط سخت جبهه است. آن‌ها با اینکه از خانه و خانواده دور هستند ولی با گرمی در کنار هم زندگی می‌کنند و به‌خوبی هوای همدیگر را دارند

ستون نفاق پشت خاکریز فرشته‌ها گیر افتاد

در عملیات مرصاد اولین نیرو‌های سازماندهی‌شده که منافقین را در تنگه مرصاد زمینگیر کردند، نیرو‌های تیپ قائم آل‌محمد (عج) سمنان بودند. البته قرار بود که شب قبل از آغاز عملیات مرصاد این نیرو‌ها به استان سمنان برگردند

«صدا» در پیگیری اخبار جنگ جایگاه ویژه‌ای داشت

رادیو زمان جنگ ۲۴ ساعته خبر‌های مناطق جنگی را مخابره می‌کرد و به خاطر پخش آژیر خطر در خانه‌ها شبانه‌روز باز بود. وقتی آژیر خطر پخش می‌شد، مساجد و ارگان‌ها در بلندگوهایشان آژیر را پخش می‌کردند تا همه بشنوند. آن زمان تلویزیون هم در خانه‌ها بود ولی برنامه‌هایش محدود بود و تازگی و جذابیت برنامه‌های رادیو را نداشت

عشق به حسین (ع) در قلبمان است

شهید سلطانی قبری برای خود در کتابخانه مسجد المهدی (عج) (مسجد کوشک قوامی) حفر کرد و آن را چنین ترتیب داد که بدون سر بتواند در آن آرام بگیرد و گفته بود: «من شرم دارم در محضر آقایم اباعبدالله سر داشته باشم»

مواجهه با جنگ بعد از نماز ظهر

تقریباً سه روز از جنگ گذشته بود که وارد خرمشهر شدیم. آن زمان دشمن در حوالی پادگان دژ بود. بعثی‌ها یک بار به دروازه‌های شهر آمده و رزمندگان آن‌ها را عقب رانده بودند...

آقاجواد تنها با شهادت بازنشسته می‌شد

مادرم وقتی فهمید جواد شهید شده است، به کما رفت. هشت روز در کما بود و خدا عمر دوباره به او داد. از سال ۶۷ که جمال شهید شد، مادرم خانه‌نشین شد. بعد از شهادت جواد بدتر هم شد و خیلی دلتنگی می‌کند. تنها زندگی می‌کند و مدام در حال گریه است. با آنکه دکتر گفته بود نباید گریه کند، اما دست خودش نیست

همسایه‌هایی که دوستی‌شان تا شهادت ادامه یافت

برخی از این شهدا در کودکی به رسم همسایگی و اینکه در یک مقطع سنی قرار داشتند، با هم دوست و همبازی بودند. همسایه‌هایی که دوستی‌شان تا شهادت ادامه یافت. احمد سعیدی، عباس خدمتکاری و عبدالصمد رمضانی تقریباً در یک مقطع سنی بودند