برچسب رزمندگان

شهید محدثی‌فر یازهرا گویان به غواصان شهید پیوست

شهادت بزرگ‌ترین آرمان و آرزوی جلیل بود. هر لحظه حضورش در جبهه را با این آرزو می‌گذراند و می‌گفت: «خدا نکند که جنگ تمام شود و من زنده بمانم». شهید محدثی‌فر در عملیات‌هایی همچون «والفجر ۸»، «کربلای ۴»، «کربلای ۵» و «نصر ۴» شرکت داشت

تمام جنگ یک طرف کربلای ۵ یک طرف

در این عملیات یگان‌های ضد زره خیلی خوب کار کردند و تلفات خوبی از دشمن گرفتند. قدرت مانور دشمن نیرو‌های زرهی‌اش بود و ضد زره، تانک و نفربر زیادی از دشمن زد. هرجا دشمن زرهی داشت و درگیر می‌شد یگان ضد زره خوب عمل می‌کرد. جنگ ما جنگ آتش بود. گاهی به خاطر کمبود مهمات ضعف داشتیم و یگان‌ها در آتش سهمیه‌بندی می‌شدند

طرح‌های شهید کیانپور گره‌گشای کربلای 5 شد

شهید کیانپور در عملیات «مهران» که فقط یک شب برای شناسایی فرصت داشتند با توسل به حضرت فاطمه (س) به قلب دشمن زد و با شناسایی دقیق خود ضامن پیروزی عملیات گشت و نام راهکار عملیاتی را راهکار «فاطمه زهرا (س)» گذاشت

کبرای امریکایی را با موشک‌انداز ساخت خودشان منهدم کردم

بالگرد‌های امریکایی ول‌کنمان نبودند. من بودم و مظفری و رسولی و باقری. همگی مجروح و با بدن‌های سوخته. ما سعی می‌کردیم خودمان را به بویه (چراغ دریایی) برسانیم و بالگرد‌ها مانع می‌شدند. هر بار که به سمت ما یورش می‌آوردند، زیر آب می‌رفتیم و دوباره بالا می‌آمدیم. نهایتاً یک شناور امریکایی آمد و ما را اسیر کرد

اسلحه پسرم را به من بدهید تا به جنگ قاتلانش بروم

وقتی متوجه شدم محمدایوب شهید شده است، گفتم دیگر زندگی‌ام تمام شد. همانجا افتادم و بلندم کردند. گفتند حالا دیگر شهید شده می‌خواهی چه کار کنی؟ گفتم هیچ. وقتی که انسانی برای خاک و وطن و برای ناموس خودش شهید شده ما از خدا چه می‌خواهیم. شهید شد و شهید مقام بالاتری دارد

عبور از اروند مانور قدرت رزمندگان ایرانی بود

در همان اولین ساعات عملیات کل خط در محدوده تعیین شده برای لشکر ۲۵ کربلا تصرف شد و بلافاصله لشکر‌های دیگر برای ادامه عملیات و تصرف پایگاه‌های موشکی حرکت کردند. یعنی در این عملیات هر سه مرحله پیش‌بینی شده برای شکستن خط اجرا شد و مراحل بعدی تعقیب دشمن و محاصره شهر فاو و بستن عقبه دشمن تا آب‌های خورعبدالله انجام گرفت

خط دشمن را که گرفتیم گفتند برگردید!

وقتی دستور عقب‌نشینی صادر شد همه ما شوکه شدیم. حتی یکی از مسئولان گردان از طریق بیسیم داد زد و به فرماندهان گفت: ما با تلفات زیادی اینجا را گرفتیم، چرا باید عقب نشینی کنیم؟ اما دستور قاطع بود و باید برمی‌گشتیم.

عیدی بعثی‌ها به ملت ایران تجاوز و غارتگری بود!

روز یکم فروردین ماه رزمندگانی که در محور مریوان- ارتفاع قوچ سلطان حضور داشتند، انتظار شروع عملیاتی را می‌کشیدند که به جای حضور در سفره هفت سین آن‌ها را آماده بزم آتش و گلوله و خون کرده بود. جبهه ایران می‌رفت تا پس از غافلگیری اولیه در جنگ، با عملیات ایذایی و محدود، دشمن را به جنگی فرسایشی بکشاند و آمادگی خود را بازیابد.