برچسب راضیه طاهری

بارداری با اعمال شاقه

توی زیرزمین مسجدِ رضوی نشسته‌ام و پسرها مشغول بازی‌اند. اینجا کسی کاری به کار بچه‌ها ندارد، درست است که صدای آقای معمار منتظرین لابه‌لای سروصدای بچه‌ها کم رنگ می‌شود. اما با دقت کردن می‌فهمیم حاج آقا در مورد چه موضوعی صحبت می‌کنند.

غروبِ نقش جهان

همیشه غروب‌های تابستانی میدان امام(ره) از همه جای شهر دیدنی‌تر بود، مردم بساط شامشان را برمی‌داشتند و می‌آمدند روی چمن‌های میدان می‌نشستند، بچه‌ها بادبادک هوا می‌کردند و خانواده‌ها با هم گپ می‌زدند؛ اما این تابستان میدان نقش جهان دیگر حال و هوای همیشه را ندارد.

گُل‌ها و گِداها

بوی خنکی و طراوت گل‌فروشی آنقدر خوب است که آدم دلش نمی‌خواهد از مغازه‌های گل‌فروشی یا گلخانه‌ها بیرون برود؛ مخصوصاً اگر هوای بیرون گرم باشد! توی گل‌فروشی چرخی می‌زنم تا یک دسته گل مناسب برای هدیه پیدا کنم.

آیا به قدر کافی مادرم؟

پشت چراغ قرمز هستم و منتظر که چراغ سبز شود تا خودم را برسانم به کوچه‌ پر از ماشینِ مدرسه و از لابه لای یک عالمه بچه دبستانی پسرم را بردارم و ببرم خانه.

کتاب در برابر موبایل!

روبه‌روی تلوزیون نشسته‌ایم و شبکه‌ مستند دارد صحنه‌هایی از معماری و آثار باستانیِ سراسر ایران را نشان می‌دهد. شگفت‌زده به چغازنبیل، مسجد جامع اصفهان، مسجد کبود تبریز، بیستون و تخت جمشید نگاه می‌کنم و می‌گویم: کاش وقت و پول داشتیم می‌رفتیم ایرانگردی!

نمایش زن مستقل!

عمر زیادی ندارد؛ همین مدِ جدیدِ «زن مستقل» را می‌گویم، همین تنهایی سفر رفتن زنان بدون همسر و فرزندان، همین کار کردنِ بیرون از خانه به هر قیمتی، همین تلاش زنان برای داشتن پس‌اندازی پنهانی دور از دسترس همسرشان، همین تلاش برای داشتن یک برند اختصاصی و …

طبیعی بودن هنر است!

محمدرضا شریفی‌نیا در یک فیلم کاملا زرد و بی‌محتوا دیالوگ جالبی داشت که می‌گفت: «خوشگل بودن، پولدار بودن، مهربون بودن همه‌‌اش با هم توی یه زن جا نمیشه» شاید نویسنده این دیالوگ هرگز نمی‌دانسته دارد به چه نکته‌ مهمی اشاره می‌کند.