ای کاش بودی ، اما حیف، اما حیف که رفتی!
ای کاش بودی و اینها را به خودت میگفتم، اما حیف، اما حیف که رفتی!
معمولیبودن همیشه بد نیست؛ اگر نگاهمان به قضیه فرق کند؛ آنموقع زندگی آسانتر میشود و دیگر کسی بهخاطر ذاتیاتش فخرفروشی نمیکند.
نزدیک چهلوپنج دقیقه است که پسربچه همسایه بغلی توی حیاط با صدای بلند بیببیب میکند. حواسم را به کارهایم میدهم تا سروصدایش کمتر اذیتم کند.
مامان گفته بود امام جواد پسر امام رضاست و آرزوهایمان را زود برآورده میکند. بالای ایوان ایستادم، چشمهایم را محکم روی هم فشار دادم، سرم را رو به آسمان گرفتم و آرزو کردم ای کاش تا شب بابا یک ماشین کنترلی قرمز برایم بخرد!