مامان گفته بود امام جواد پسر امام رضاست و آرزوهایمان را زود برآورده میکند. بالای ایوان ایستادم، چشمهایم را محکم روی هم فشار دادم، سرم را رو به آسمان گرفتم و آرزو کردم ای کاش تا شب بابا یک ماشین کنترلی قرمز برایم بخرد!
به گزارش اصفهان زیبا؛ زنها چادرشان را دورِ کمر بسته بودند و هرکدام نوبتبهنوبت کفگیر بلند تویِ دیگ را دست میگرفتند و هم میزدند. نمیدانستم چرا تا کفگیر به دستشان میرسد، چشمهایشان را میبندند و زیر لب انگار که حتی بغلدستیشان هم صدایشان را نشنود، آرامآرام زیر لب چیزهایی زمزمه میکردند.
