برچسب مریم گزی

امام آرزوها

مامان گفته بود امام جواد پسر امام رضاست و آرزوهایمان را زود برآورده می‌کند. بالای ایوان ایستادم، چشم‌هایم را محکم روی هم فشار دادم، سرم را رو به آسمان گرفتم و آرزو کردم ای کاش تا شب بابا یک ماشین کنترلی قرمز برایم بخرد!

چشمت روشن به نور مولا

مامان فاطی امروز صبح شله‌زرد گذاشت، خودش را زیبا کرد و گفت: «وقتی قرار است مهمان بزرگ برای آدم بیاید، باید رنگ‌ به رو بگیرد تا نکند دل مهمان با دیدنش بگیرد.» چادرش را دور قدش پیچید و در دیگ را برداشت.

علی؛ آدم حسابی‌ترینِ روزگار

آقای امام علی، حالا که دلم پر کشید تا برایت بنویسم، یادم آمد من فقط یه نقطه سیاه در دستگاهت هستم که دلش بال‌بال می‌زند سرت را بچرخانی و فقط رد نگاهت به من بخورد و همین برای همه زندگانی‌ام کفایت کند.