علی؛ آدم حسابی‌ترینِ روزگار

آقای امام علی، حالا که دلم پر کشید تا برایت بنویسم، یادم آمد من فقط یه نقطه سیاه در دستگاهت هستم که دلش بال‌بال می‌زند سرت را بچرخانی و فقط رد نگاهت به من بخورد و همین برای همه زندگانی‌ام کفایت کند.

آقای امام علی، حالا که دلم پر کشید تا برایت بنویسم، یادم آمد من فقط یه نقطه سیاه در دستگاهت هستم که دلش بال‌بال می‌زند سرت را بچرخانی و فقط رد نگاهت به من بخورد و همین برای همه زندگانی‌ام کفایت کند.

علی؛ آدم حسابی‌ترینِ روزگار

به گزارش اصفهان زیبا؛ آقای امام علی، حالا که دلم پر کشید تا برایت بنویسم، یادم آمد من فقط یه نقطه سیاه در دستگاهت هستم که دلش بال‌بال می‌زند سرت را بچرخانی و فقط رد نگاهت به من بخورد و همین برای همه زندگانی‌ام کفایت کند. از شما گفتن کار من نیست؛ اما شما را بابای مهربان صدا می‌زنم، آنقدر که صدایم برسد به گوشت، اما ما یک میهمان عزیز برایتان فرستادیم که می‌دانیم خود شما به بدرقه‌اش رفته بودید و دستش را گرفتید و بردید به همسایگی‌تان.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *