برچسب دفاع مقدس

خرابکاری تعمدی در ارتباط رادیویی شهیدهمت و فرمانده گردان/اگر حمزه یال چپ ۱۹۰۴ را می‌گرفت!

نیروهای گردان مالک به‌مدت یک‌ساعت پشت کانال اول دشمن گیر کرده و تماس‌های پی‌ در پی بی‌سیم شهیدهمت با فرماندهی گردان (علی‌اکبر هاشمی) به دلایل نامعلوم برقرار نمی‌شد. راویان حاضر در صحنه نبرد آن‌شب می‌گویند یک‌نفر به‌عمد دکمه برقرار و قطع تماس بی‌سیم را فشار می‌داد...

شهیدی که درد و رنجش را با آب اروند گفت/حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!

در مسیر نه ‌کیلومتری که در زیر آب با اشنوگر طی خواهیم کرد، ممکنه دشمن آتش کور و فله‌ای روی آب بریزه. اگر حین غواصی کسی زخمی ‌شد و درد گلوله و ترکش غالب شد، حق فریاد زدن و ناله کردن نداره. اگر دید نمی‌تونه درد ناشی از گلوله و ترکش رو تحمل کنه، همچون مولا علی(ع) که ناله و فریادش رو به چاه می‌گفت، باید به زیر آب بره و ناله‌ش رو به آب بگه تا صدا به گوش دشمن نرسه و عملیات لو نره و آسیبی به بقیه نرسه.

پیام غلامعلی رشید در نبرد حیثیتی خیبر: حتی فرمانده لشکر‌ها اسلحه بردارند و بجنگند!

دومین پاتک سنگین دشمن، دوشنبه ۸ اسفند انجام شد و ۱۴ تانک باقی‌مانده در جزیره مجنون ماموریت داشتند با عملیات ایذایی، توجه پیاده‌های ایرانی را به خود جلب کنند. از طرف دیگر، بمب افکن‌های سوخو ۲۲ و هلی‌کوپترهای توپدار ۲۴ میل تیپ ۲ هوانیروز عراق، در این‌پاتک شرکت کردند.

مروری بر کارنامه شهیدعلیرضا یاسینی؛ خلبانی با دو اجکت و رکورد ماموریت‌های برون‌مرزی

پس از لحظاتی بی‌هوشی، اقدام متوجه می‌شود با دسته‌ای پرنده دریایی مواجه شده بودند که تعدادی از آن‌ها داخل موتور هواپیما رفته و باعث اختلال در پرواز شده‌اند؛ در سرعتی که یک گنجشک کوچک هم مانند یک‌گلوله ضدهوایی عمل می‌کند. در نتیجه چون یاسینی به‌عنوان خلبان کابین جلو از هوش رفته و قادر به کنترل هواپیما نبود،‌ اقدام ناچار شد هدایت هواپیما را به‌عهده گرفته و آن را به سلامت بنشاند.

تردید یزدان‌شناس برای زدن بمب خوشه‌ای یا راکت/کودتای نقاب کار آمریکا بود و شوروی شعور این‌کار را نداشت

پیش نمی‌آید که با همان‌سرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمی‌تواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) می‌شد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آن‌جا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی می‌زدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا این‌که شاید عمر آن‌‌نیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.

خاطره یکی از غواصان کربلای ۴؛ راهی جز مرگ نداشتیم و متوجه زخم‌های سیم‌خاردار نشدیم

در این گیرودار، تیرباری روی ما کلید کرده بود و بهمان اجازه حرکت نمی‌داد. آقا مجید به آرپی‌جی‌زن گفت تیربار را خاموش کند. آرپی‌جی‌زن آماده شلیک شد، اما فشار آب تعادلش را برهم زد و اسلحه از دستش توی آب افتاد. راشاد به رسول فتحی، که اسلحه نارنجک‌انداز داشت، گفت تیربار را خاموش کند.

آپارتمانم ارث پدری بود، بخشیدم به مقاومت / اینجا مملکت ماست و مستاجرها رفتنی اند!

در روزهای پرتنش منطقه غرب آسیا، مردی در استان البرز، یک واحد اپارتمانش را به جبهه مقاومت در غزه و لبنان اهدا کرد. او می گوید: دوست داشتم این روزها در لبنان حضور داشته باشم، اما میسر نشد.