
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، سید جعفر حسینی ودیق یکی از غواصان عملیاتهای کربلای ۴ و ۵ است که اینروزها تبدیل به یکی از راویان سالهای دفاع مقدس شده و اصرار زیادی هم بر زندهنگهداشتن نام همقطارانش دارد.
او ازجمله غواصان گردان ولیعصر (عج) از لشکر ۳۱ عاشورا است که در کربلای ۴ ماموریت پیدا کردند به جزیره امالرصاص عراق حمله کنند و مرور خاطرهاش از حضور در عملیات کربلای ۴ در روزها و ایامی که در سالروز اجرای عملیات کربلای ۴ و سپس کربلای ۵ (۱۹ دی ۱۳۶۵ تا ۶ فروردین ۱۳۶۶) به سر میبریم، بیلطف نیست.
پیش از این، خاطرات غواصان کربلای ۴ و ۵ را در قالب مطالب زیر مرور کردهایم؛
* «غواصی که برای شرکت در حمله رشوه داد/پدر و مادرم نگران نباشید!»
* «شهیدی که درد و رنجش را با آب اروند گفت/حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!»
* «زمزمه پدری که دو پسرش در جنگ شهید شدند/الهی اکبر از تو اصغر از تو!»
در ادامه مشروح خاطره سیدجعفر حسینی ودیق را از شب کربلای ۴ میخوانیم؛
پشت مواضع عراقیها در امالرصاص رسیده بودیم. سنگرهای بتونی، منظم و بههمپیوسته عراقیها کنار ساحل دیدهp>
از جمع چهلنفری ستون ما فقط بیست و یک نفر موفق شده بودیم از آب خارج شویم. اکثراً هم زخم هایی بر تن داشتیم. بینی و شانه چپ من مجروح بود. آقا مجید فوری ما را سازماندهی کرد تا بقیه سنگرهای خط اول و خط دوم عراقیها را، که اکثراً سنگرهای اجتماعی بودند، همزمان پاکسازی کنیم. او گفت حین پاکسازی هرچه در سنگرها دیدید که قابل آتش زدن باشد، بیرون بیاورید و روی سنگرها بریزید و آتش بزنید. او این دستور را داد تا هم باعث رعب و هراس و فریب دشمن شود و هم اینکه نشانه و علامتی برای نیروهای ساحلشکن باشد تا آنها مطمئن شوند نقاطی که در آن آتش روشن است، پاکسازی شده و بهراحتی بتوانند با قایقها در آن نقاط پهلو بگیرند و نیروهای خود را در ساحل پیاده کنند…
