برچسب کربلای ۴
بعثیها به اسرای کربلای ۴ گفتند مدتهاست منتظرتان بودیم!
بین راه هر کدام از بچهها که زخمی میشدند را داخل سنگرها میگذاشتم تا منطقه را تأمین کنند. دنبال خودم بچههای سالم را روانه کرده بودم تا با سرعت بیشتری منطقه را پاکسازی کنیم. قرار بود بعد از اینکه به پل رسیدیم، برگردیم و مجروحین را با خودمان بیاوریم که به محاصره تعداد زیادی از نیروهای دشمن درآمدیم. اینجا بود که به ناچار فدای یکی از لازمههای دفاع مقدس یعنی اسارت شدیم
غواصان فداکاری کردند تا جان سایر رزمندگان حفظ شود
لشکر 7 که درگیر شد حتی نیروهایش از اروند هم ورود کردند ولی تعدادی از نیروها به خاطر وضعیت زمین شهید و اسیر شدند. لشکر 7 ولیعصر (عج) از باب توانمندی امنیتی عبور را بهدرستی انجام داد ولی همین عبور یک تله بود و آنها به جبههشان شکم داده بودند تا نیروهای واردشونده درون یک حلقه محاصره بیفتند
آتش دقیق گردان ادوات فرشته نجات گردانهای پیاده شد
برای موفقیت در یک عملیات باید همه نیروها به اهدافشان دست پیدا کنند. متأسفانه در جریان کربلای 4 عبور رزمندگان از جناح چپ و راست حاصل نشد و نیروها نتوانستند خودشان را به جناحین برسانند، چون جناح چپ و راست در اختیار نیروهای عراقیها بود، هر لحظه میتوانستند گازانبری حرکت کنند و نیروهای ما را قیچی کنند
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود. همانطور که لفظ اسرای مفقودالاثر نیز بعد از این عملیات به دیباچه جنگ اضافه شد. کربلای ۴ درسهایی دارد که باید در تاریخ به آن توجه بیشتری بشود. بخشی از همین درسها بود که پیروزی در کربلای ۵ را رقم زد
چون سرو ایستاده رفتند
کربلای ۴ عملیاتی سخت و دشوار و پر از موانع بود، در این عملیات رزمندگان و فرماندهان بزرگی به شهادت رسیدند. فرماندهانی که هر کدام نقشی مهم و تأثیرگذار در جریان عملیات داشتند و با فداکاریهایشان نگذاشتند جان دیگر رزمندگان به خطر بیفتد.
فرماندهای که میخواست بدون سر شهید شود
وقتی فرمهای اعزام به مکه را برای شهید دوستانی آوردند، قبول نکرد فرمها را پر کند و گفت: «از کجا معلوم بعد از عملیات زنده باشم؟!» وقتی از ایشان پرسیدند در این همه حمله شرکت کردی و سالم ماندی، انشاءالله این بار هم سالم بر میگردی محکم و استوار بیان کرد حرف آخرم را بگویم، این بار فرق میکند...!
خروج سریع از منطقه عملیاتی موجب کاهش تلفات نیروی خودی شد
تقریباً تمام پاییز سال ۶۵ را برای ورود به عملیات کربلای ۴ آموزش دیدیم. ما نیروی آبی- خاکی بودیم، اما آموزشهای شنا را هم پشت سرگذاشتیم تا در صورت لزوم، به بچههای غواص کمک کنیم. آموزش در سرمای پاییزی بسیار سخت بود، ولی به هیچ وجه به سختی شب عملیات نمیرسید
