برچسب کربلای ۴

شهیدی که درد و رنجش را با آب اروند گفت/حسن سَسیز یارالاندی، سووا باتدی قانی آخدی!

در مسیر نه ‌کیلومتری که در زیر آب با اشنوگر طی خواهیم کرد، ممکنه دشمن آتش کور و فله‌ای روی آب بریزه. اگر حین غواصی کسی زخمی ‌شد و درد گلوله و ترکش غالب شد، حق فریاد زدن و ناله کردن نداره. اگر دید نمی‌تونه درد ناشی از گلوله و ترکش رو تحمل کنه، همچون مولا علی(ع) که ناله و فریادش رو به چاه می‌گفت، باید به زیر آب بره و ناله‌ش رو به آب بگه تا صدا به گوش دشمن نرسه و عملیات لو نره و آسیبی به بقیه نرسه.

خاطره یکی از غواصان کربلای ۴؛ راهی جز مرگ نداشتیم و متوجه زخم‌های سیم‌خاردار نشدیم

در این گیرودار، تیرباری روی ما کلید کرده بود و بهمان اجازه حرکت نمی‌داد. آقا مجید به آرپی‌جی‌زن گفت تیربار را خاموش کند. آرپی‌جی‌زن آماده شلیک شد، اما فشار آب تعادلش را برهم زد و اسلحه از دستش توی آب افتاد. راشاد به رسول فتحی، که اسلحه نارنجک‌انداز داشت، گفت تیربار را خاموش کند.

گزارش تابناک از یادمان شهدای کربلای ۴/کربلا فقط یک‌سلام!

وقتی غروب می‌شود، هوا رو به تاریکی می‌رود و روایت‌گری روایان جنگ به پایان می‌رسد، دانشجوها برای اقامه نماز مغرب و عشا در حسینیه این‌یادمان آماده می‌شوند. اما یک‌منظره که داغ شهدای کربلای ۴ را برایشان زنده می‌کند، روشن‌شدن چراغ‌های آن‌سوی اروند و پتروشیمی بصره است که منظره دلگیری را برایشان می‌سازد.

ترسیدم بمب‌هایم به مدرسه دخترانه بخورند/به اردستانی گفتم «مثل آب‌خوردنت» این بود؟

عرق سردی روی بدنم نشست. نفرت‌انگیزترین کاری بود که می‌شد کرد. همان‌طور که بعثی‌ها چند مدرسه ما را در ایلام و استان‌های مختلف زده بودند. از ته قلبم از صدام متنفر شده بودم که مدرسه‌‌ای را که بچه نوجوان و کودک در آن باشد بزنند. به محض این‌که مدرسه را دیدم وجودم فرو ریخت. سلول سلول بدنم ریخت!