برچسب کربلای 5

استحکامات پنج ضلعی در اولین روز نبرد فرو ریخت

با روشنایی هوا دشمن بیش از 20 بار به پاتک اقدام کرد. از این لحظه به بعد جنگ برای تصرف مناطق عملیاتی به وجب‌ها و متر‌ها منوط شد. چهار روز اول عملیات بسیار تعیین‌کننده و بالطبع شدید بود. چنانچه هزار و 500 نفر از رزمندگان در همین چهار روز به شهادت رسیدند

همسایه‌هایی که دوستی‌شان تا شهادت ادامه یافت

برخی از این شهدا در کودکی به رسم همسایگی و اینکه در یک مقطع سنی قرار داشتند، با هم دوست و همبازی بودند. همسایه‌هایی که دوستی‌شان تا شهادت ادامه یافت. احمد سعیدی، عباس خدمتکاری و عبدالصمد رمضانی تقریباً در یک مقطع سنی بودند

بعد از شهادت حاجی‌مراد، شنیدن خبر شهادت محمد سخت بود

پدرم ۶۸ سال داشت و با اعزام شدن مداوم برادر‌ها تصمیم گرفت به جبهه برود. می‌گفت: «من که نمی‌توانم بجنگم، اما می‌روم تا شاید بتوانم در آشپزخانه کار کنم و غذایی گرم دست رزمنده‌ها بدهم.» ایشان حدود چهار ماه در جبهه بود. بسیار پیش می‌آمد که محمد، حاجی‌مراد و پدر همزمان در جبهه باشند

عبور از ۴ خط دفاعی ارتش بعث عراق

بازتاب عملیات در رسانه‌های خارجی از جمله بخش‌های جذاب این کتاب است، چراکه می‌توانیم کربلای ۵ را از زاویه دید کشور‌های دیگر به نظاره بنشینیم. البته اشاره به بازتاب‌های عملیات نیز از دیگر ویژگی‌هایی است که عموماً کتاب‌های منتشر شده از سوی مرکز مطالعات جنگ از آن بهره می‌برند

قول شفاعت داد و چند دقیقه بعد شهید شد

رسول در ۷ شهریور ۱۳۵۰ در ایوانکی به دنیا آمد. تا دوم راهنمایی درس خواند. خواهرش می‌گوید: یک روز وقتی از مدرسه آمد با صدای بلند سلام کرد. من و مادر در اتاق بودیم، در حالی که خودنویسی را جلویش گرفته بود و تکان می‌داد آن را به طرف مادر برد و گفت: «قشنگ است؟ جایزه گرفته‌ام. مادر دست از کارش کشید و به خودنویس نگاه کرد. آن را در دستش چرخاند. جایزه گرفتی؟

صورتش سالم بود و پذیرای بوسه خداحافظی‌مان شد

تیربار عراقی‌ها باید از کار می‌افتاد. تیمور کارش چیز دیگری بود، ولی داوطلب این کار شد. همانطور نیم‌خیز جلو آمد. رویمان را بوسید و حلالیت خواست. بعد هم آرپی‌جی را روی دوشش گذاشت و نشانه رفت به سمت تیربار. وقتی بدن نیمه جانم را عقب می‌بردند، هنوز چشمم به او بود. روی تخت بیمارستان خبر شهادت تیمور را برایم آوردند

شاهکار توپخانه خودی باعث تلفات بی‌سابقه بعثی‌ها شد

بچه‌ها وقتی از جناحین به نونی‌ها زدند، این کار باعث شد تا قدرت مانور تانک‌ها کم بشود. چند تانک دشمن شکار شدند، اما تانک‌های دیگر دشمن از سمت خودشان و پایین نونی شکل‌ها، مجدد به روی کانال بالای موانع می‌آمدند و با بچه‌ها درگیر می‌شدند. آن روز دو مانع بزرگ نونی شکل به تصرف رزمندگان درآمدند