برچسب کربلای 5

شهیدی که مادرش ۳۰ سال هر روز به زیارت مزار او می‌رفت

پدربزرگم وضع مالی خوبی داشت. ایشان یک کارخانه نساجی در اصفهان ایجاد کرد صرفاً به این دلیل که دایی مسعود به جبهه نرود و بالای سر ۲۰، ۳۰ کارگر این کارخانه بماند، اما دایی قبول نکرد. حتی برایش ماشین خریدند که باز نپذیرفت و به جبهه رفت. شهید در سپاه مشغول شده بود. حتی از حقوق پاسداری‌اش می‌بخشید

یک فرزند دادم، ولی مادر ۲ شهید شدم!

وقتی به دیدار ایرج رفتم همه ذهنم کنار مزار شهیدی بود که سال‌ها نام پسر شهیدم را با خود داشت. من ۲۷ سال پای مزار شهیدی که از پوست و خون من نبود، می‌رفتم. بعد از شناسایی ایرج هنوز هم مادرانه سر مزار شهید می‌روم و فکر می‌کنم دو پسر داشتم که در راه خدا شهید شدند. امیدوارم هویت شهیدی که هم‌اکنون به جای فرزند من به خاک سپرده شده، شناسایی شود تا دل مادر او نیز آرام شود

۶۰۰ سرباز عراقی با سخنان سید‌علی تسلیم شدند

سید، چون متولد کربلا بود، به زبان عربی تسلط داشت. ایشان در عملیات بدر بلندگو به دست گرفت و با زبان عربی مشغول سخنرانی برای نیرو‌های دشمن شد که در خط خودشان صدای ایشان را می‌شنیدند. ایشان چند آیه قرآن و روایات را برای عراقی‌ها بیان کرد و در انتها با معجزه کلامش توانست کاری کند تا ۶۰۰ نفر از نیرو‌های دشمن خودشان را تسلیم کنند

روزی که طومار تانک‌های بعثی را درهم پیچیدیم

به تطبیق گفتم همین مختصات را به سه آتشبار ۱۳۰ م. م جهت شلیک بدهید. چند دقیقه بعد ۱۲ قبضه توپ ۱۳۰ م. م و دو قبضه کاتیوشا به روی مرکز تجمع دشمن در حال شلیک بودند. با توکل به خدا گلوله‌ها یکی پس از دیگری در محل تجمع تانک‌های دشمن منفجر می‌شد

شوخ طبع و شجاع مثل «آقا رضا»

زمانی که سید‌حسین به شهادت رسید، سردار‌کوثری با اصرار سید‌رضا را فرستاد تا به تشییع جنازه برادرش برود. او رفت و بعد از دفن حسین در بهشت‌زهرا (س) یک جای خالی را کنار مزار برادر نشان داد و گفت بعد از شهادتم، من را اینجا دفن کنید. چند روز بعد خودش به شهادت رسید و او را همانجا دفن کردند

نوجوانی که با یک گلوله بعثی‌ها را فراری داد

بهزاد با آن قد و قواره کوچش وقتی شلیک کرد، گفت یازهرا (س) ... با ذکر الله‌اکبر بچه‌ها پشت خاکریز رفتیم. وقتی بالا آمدم دیدم جمعیت عظیم عراقی در حال فرار است و آر‌پی‌جی اصابت کرده بود. وقتی برگشتم دیدم خمپاره دست راست بهزاد را قطع کرده...

فتح دژ شلمچه هنر فرماندهان ایرانی را به رخ دشمن کشید 

فروریختن بزرگ‌ترین دژ دفاعی دشمن در منطقه شلمچه ضرب‌شست بزرگی بود که جبهه اسلام به جبهه مقابل وارد کرد. این دژ طول و ارتفاع واقعاً عظیمی داشت. چنان به نظر می‌رسید، گویی مقابل هیچ نیرویی سر خم نخواهد کرد. ولی هنر و دانش فرماندهان ایرانی و توانایی رزمندگان ما باعث فتح دژ شلمچه شد و توانایی‌های ما را به رخ دشمن کشید

انهدام ۱۱ جنگنده دشمن در ۳ روز

بعثی‌ها اینطور تبلیغ می‌کردند که هدف ایران از انجام کربلای ۶ آزادسازی نفت شهر بود در حالی که آزادی این شهر جزء اهداف عملیاتی نبود و ستاد تبلیغات جنگ هم همان زمان اعلام کرد هدف از این عملیات آزاد کردن نفت‌شهر نبود بلکه هدف گرفتن بعضی ارتفاعات و مناطق بود که این امر در عملیات محقق شد