وقتی قلب و روح رهبر شهید در فشار بود/مراقب نفوذ باشید!
وقتی نگاه میکردم به نقشه جزیره آبادان و شهر خرمشهر، مثل اینکه یکدست قوی، یکپنجه قوی اینقلب من را به شدت میفشرد.
وقتی نگاه میکردم به نقشه جزیره آبادان و شهر خرمشهر، مثل اینکه یکدست قوی، یکپنجه قوی اینقلب من را به شدت میفشرد.
پانزده روز پیش از عملیات بدر به مشهد مقدس مشرف شده و با تضرع از آقا علی بن موسیالرضا(ع) خواسته بود كه خداوند توفیق شهادت را نصیبش کند و سپس خدمت حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیتالله خامنهای رسید و با گریه و اصرار و التماس درخواست كرد كه برای شهادتش دعا كنند.
دیوار اتاق ملاقات، یکی از بزرگترین فرماندهان زنده جنگ در قرن بیستم ـ که مملو از تصاویر جدا جدای شهدای دفاع مقدس بود ـ حالا مزین به یک قاب بزرگ شده که دلاورمردان دفاع مقدس بر آن نقش بسته اند... امام فرمود: دست بردارید از این کارها یا تلاشهایی میکردند و مشکلاتی به وجود میآوردند یا عدهای را تحریک میکردند که محور آنها افرادی سیاسی مانند اکبر گنجی و مهدی هاشمی (برادر داماد آیت الله منتظری) بودند...
از ساختمان عملیات که بیرون آمدیم، راننده منتظر ما بود؛ اما عباس به او گفت: «ما پیاده میآییم، شما بقیه بچهها را برسانید.» دنبالش راه افتادم جلوتر که رفتیم، صدای جمعیت عزاداری شنیده میشد. عباس گفت: «بریم به دسته عزاداری برسیم»، به خودم آمدم و دیدم عباس کنارم نیست، پشت سر من نشسته بود روی زمین، داشت بند پوتینهایش را گره میزد و بعد آن را آویزان گردنش کرد.
محسن رضایی با بیان اینکه چند نوع فرمانده وجود دارد، افزود: یک فرمانده از روی درجه و مقام عمل میکند و یک فرمانده از طریق پاداش و دستمزد؛ اما در جنگ تحمیلی هیچ یک از اینها وجود نداشتند. شهید کاظمی هیچ درجهای نداشت و به هیچ رزمندهای قول پست و پول و درجه هم نمیداد. اما چه شد همه رزمندگانی که با او کار میکردند، فرمانبردارش بودند. این نوع سوم فرماندهی از طریق نفوذ معنوی بود.
چندین بار نیروهای عراقی به خاکریز تحت تصرف ما حمله کردند و هر بار توسط رزمندگان به رگبار بسته میشدند. باید تدبیری اندیشیده میشد تا وحدت نیروهای محاصره شده دشمن از بین میرفت و انگیزه مبارزه از آنها گرفته میشد، زیرا درگیر شدن ما با آنها برای ورود به شهر و گسترش جنگ شهری تلفات زیادی داشت.
ای پاهای من در این لحظات آخر عمر، آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمت کردهاید، از شما میخواهم در این آخرین لحظه نیز وظیفه خود را به بهترین وجه ادا کنید. ای پاهای من، سریع و توانا باشید. ای دستهای من قوی و دقیق باشید. ای چشمان من تیزبین و هشیار باشید. ای قلب من، این لحظات آخرین را تحمل کن...
سردار سرلشکر محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس درباره شخصیت این سردار شهید نوشت: «حسین خرازی انسان بزرگی بود. در عالم بالا به او اختیار داده بودند که بماند و یا برگردد، ولی او برگشتن و دفاع از مردم را انتخاب کرد. حسین روحی بلند، هوشی کم نظیر و دلی بزرگ داشت. هیچ خطی و مانعی از دشمن در مقابل اراده و تدبیر و شجاعت او ایستادگی نمی کرد.