برچسب دفاع مقدس

آزادسازی خرمشهر را با روحیه پیروزی در فتح‌المبین شروع کردیم

فتح‌المبین اولین عملیاتی بود که ۲۵۰۰ کیلومتر از خاکمان را از دشمن گرفتیم و عراقی‌ها را تا لب مرز بردیم. این موفقیت مهم و بزرگی بود. به لحاظ روحی و روانی رزمندگان به دلیل موفقیت‌های به دست آمده در بالاترین حد قرار داشتند. عملیات فتح‌المبین باعث خوشحالی زیادی در بین رزمندگان شد و روحیه‌شان را بالا برد

خاطراتی که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند

خواندن از تاریخ و فرهنگ دهه ۶۰ برای جوانان این دوره و زمانه بسیار جذاب است. غالب کتاب‌های حوزه خاطره‌نگاری روایتگر فرهنگ خاص و ویژه دهه ۶۰ است. دهه‌ای پر از سادگی، صفا و صمیمیت که برای مخاطب امروز با حسی نوستالژیک همراه است

مادرم سال‌ها برای شهیدی گمنام مادری کرد

همه مادرمان را به عنوان مادر سه شهید می‌شناختند و ارج و قرب زیادی برای ایشان قائل بودند. سال‌ها پیش وقتی می‌خواستند قبور شهدا را بازسازی کنند، مادر از ما خواست تا مزار بین حمیدرضا و محمدرضا را برای او آماده کنیم. ابتدا مخالفت کردیم، اما مادر گفت: می‌خواهم وقتی فوت کردم کنار شهدا باشم.

خانواده ما سال ۱۳۶۱ دو شهید و دو جانباز داد

یک روز همسر شهیدی از من پرسید داغ فرزند سخت‌تر است یا همسر؟ من به او گفتم اولاد جگر آدم را می‌سوزاند، ولی با رفتن همسر، آدم پشتش خالی می‌شود. جایی می‌خواهد برود تنها می‌شود. وقتی حاج‌آقا بود به همراه هم خیلی صله ارحام می‌کردیم.

صدای زینت دیگر از پشت بیسیم شنیده نمی‌شد!

نوبت به شهید زینت رسید که برود. در آغوش گرفتمش. زینت گفت: علی‌آقا فکر می‌کنید من به اتکای این تجهیزات و مهمات به میدان نبرد می‌روم؟ نه، امید من به صاحب‌الزمان (عج) است. ما برای ایشان می‌جنگیم و ایشان ما را تنها نمی‌گذارد.

نیمی از وجودم رفت و نیم دیگر هنوز جراحت دارد

زندگی آقاسید مصداق حدیث «چنان باش که همیشه زنده‌ای و چنان باش که فردا می‌میری» شده بود. زندگی ایشان در بود و نبود و لبه پرتگاه بود، اما من همیشه به این سوی پرتگاه بیشتر نگاه می‌کردم. من همیشه فکر می‌کردم آقاسید می‌ماند و خدا معجزه‌اش را با بلند شدن آقاسید از روی تخت تکمیل می‌کند، ولی مصلحت به این شکل بود که ایشان این‌گونه از روی تخت بلند شود.